شمارهٔ ۵۹۹
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از عشق سخن میگوید و درخواست میکند که محبوبش قلبش را به عشق بسپارد. او از محبوب میخواهد که روحش را در بدنش آرامش دهد و در عین حال، اگر او را به قید عشق بیفکند، به واسطهی جدایی از خود، احساس آزادی کند.
خواهم که به دل، چو عشق، مسکن گیریچون روح، مرا قرار در تن گیری
هوش مصنوعی: میخواهم که تو به دل من جا بگیری، مثل عشق که در دل جای دارد. همچون روحی که در بدن آرام میگیرد، تو نیز آرامش من باشی.
در قید افتم، گرم به خود بگذاریآزاد شوم، مرا گر از من گیری
هوش مصنوعی: اگر در بند و زنجیر باشم و تو از من دور شوی، نمیتوانم آزاد شوم. اگر تو مرا از خودت جدا کنی، همچنان در قید تو هستم.