شمارهٔ ۶۲۷
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از درد و سوز دلش سخن میگوید که هیچ درمانی برایش وجود ندارد. او میپرسد آیا عشق روزی پایانی خواهد داشت؟ و میگوید اگر وجودش مانند لاله از هم جدا شود، هر جزء وجودش آتش و سوزی خواهد بود.
سوز جگرم نمیبرد درمانیکی گرمی عشق را بود پایانی؟
هوش مصنوعی: درد جانسوز من هیچ درمانی ندارد، آیا عشق و شور و شوقی که در دل دارم، روزی پایانی خواهد داشت؟
چون لاله گر اجزای من از هم پاشدهر جزو بر آتشم بود دامانی
هوش مصنوعی: وقتی اجزای وجودم از هم جدا شوند، هر کدام از آنها برایم مثل آتش میسوزد.