شمارهٔ ۸۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساس عمیق اندوه و فراق صحبت میکند. او بیان میکند که در شب فراق معشوقش، به شدت گریه میکند و میخواهد که معشوقش نظارهگر این غم و اندوه باشد. هر لحظه او به افزودن بر اشکهایش ادامه میدهد و هر قطره اشک برایش نشانهای از نوحه و درد جدید است.
آن شب که من از فراق تو خون گریمباری بنظاره آی تا چون گریم
هوش مصنوعی: آن شبی که برای دوری تو اشک میریزم، لطفاً بیا و من را تماشا کن که چطور گریه میکنم.
هر لحظه هزار قطره افزون گریمهر قطره بنوحه ای دگر گون گریم
هوش مصنوعی: هر لحظه، من با صدها اشک بیشتر گریه میکنم و هر قطره اشکم حکایت و درد متفاوتی را به تصویر میکشد.