بخش ۲
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید که در زندگی دوستی، دو گیتی وجود دارد و دوستی در دل دوست نهفته است. او نمیتواند بگوید که آن دوست کیست. او چشمی دارد که پر از تصویر دوست است و این دیدن برایش خوشایند است. فرق گذاشتن میان دیده و دوست نیکو نیست، زیرا یا دوست در جای چشم است یا چشمی که او را میبیند خود اوست.
پیر طریقت گوید: دو گیتی در سر دوستی شد و دوستی در سر دوست اکنون نمیتوانم گفت که اوست
هوش مصنوعی: پیر راه میگوید: دو جهان به خاطر دوستی به وجود آمد و دوستی در دل دوست است. حال نمیتوانم بگویم که آن دوست کیست.
چشمی دارم همه پراز صورت دوستبا دیده مرا خوشست تا دوست در اوست
هوش مصنوعی: من چشمی دارم که دائم پر از تصویر محبوبم است و برای من دیدن او در آن چشمانم بسیار خوشایند است.
از دیده و دوست فرق کردن نه نکوستیا اوست بجای دیده یا دیده خود اوست
هوش مصنوعی: تفاوت قائل شدن بین چهره و دوست کار خوبی نیست، زیرا یا او باید به جای چهرهای که میبینیم باشد، یا چهرهای که در نظر داریم، همان اوست.