بخش ۳۵
هوش مصنوعی: پیر طریقت به خداوند میگوید که چه چیزی را باید یاد کند، زیرا خود خداوند تمام یادهاست. او بر این باور است که یاد کردن، نوعی کسب و کار معنوی است و فراموش نکردن زندگی به درک دو دنیای مادی و معنوی بستگی دارد. او در ابتدا برای یاد خدا تلاش کرده، سپس به خودخواهی پرداخت و اکنون که به یاد خدا آگاه شده است، سکوت را برگزیده است. او از خود میپرسد که آیا شایسته این مقام والاست و به اهمیت یاد و دیدار با خدا و دوستی با او اشاره میکند.
پیر طریقت گوید: خدایا چه یاد کنم که خود همه یادم، من خرمن نشان خود فراباد دادم یاد کردن کسب است و فراموش نکردن زندگانی، زندگانی و رای دو گیتی و کسب است چنانکه دانی
هوش مصنوعی: پیر طریقت بیان میکند: خدایا چه چیزی را به یاد تو آورم وقتی که خودت تمامی یادها هستی. من دلیلی برای یادآوری دلم نمیبینم؛ زیرا یادآوری یک عمل است و فراموش نکردن نیز نوعی زندگی است. زندگی و اندیشه در این دو جهان به نوعی کسب و کار شبیه است، همانطور که میدانی.
خدایا یک چندی به کسب یاد تو ورزیدم باز یک چندی بیاد خود تو را نازیدم دیده بر تو آمد بانظاره پردازیدم اکنون که یاد بشناختم خاموشی گزیدم چون من کیست که این مرتبت را سزیدم فریاد از یاد به اندازه و دیدار به هنگام و از آشنائی به نشان و دوستی به پیغام
هوش مصنوعی: خدایا مدتی را در یاد تو بودم و مدتی دیگر به فکر خودم افتادم. چشمانم را به تماشای تو معطوف کردم و حالا که به یاد تو رسیدهام، سکوت اختیار کردهام. من چه کسی هستم که شایستهی این مقام باشم؟ فریاد میزنم از یاد تو در لحظهای خاص و از آشنایی با تو به نشانهای و دوستی با تو از طریق پیامی.