بخش ۳۸
هوش مصنوعی: پیر طریقت به هنگام سختی و آسیب، به خداوند شکر گفت که در این شرایط توانسته است به عشق خویش برسد. او جوانمردان را ستایش میکند که با ایستادگی در میدان بندگی و مجاهدت، به صلح با دیگران و جنگ با نفس خود پرداختهاند. این جوانمردان در عشق به خداوند، از ملامت دیگران بیخبرند و در نتیجه، در دل خود مشغول جنگی پنهانی هستند.
پیر طریقت را اتفاق افتاد که بر خرما بنی شد سیخی به شکمش در شد که تا به سینه بردرید! به خویشتن نگریست و گفت حمد خدا را که نمودم تا تو را به کام خویش دیدم و بر تو نصرت یافتم
هوش مصنوعی: پیر راهی به او خدایی بروز کرده بود که چنان به شکمش زخم زده بود که تا سینهاش را شکافت. زمانی که به خود نگاه کرد، گفت: "خدا را شکر که توانستم تو را در مراد خود ببینم و بر تو پیروز شوم."
رحمت خدای بر آن جوانمردان باد که کمر مجاهدت بر میان بستند و در میدان بندگی در صف خدمت بایستادند و قدم بر کل مراد خود نهادند و با خلق خدا به صلح و سازش ساختند و با نفس خود به جنگ برخاستند و به زبان حال گفتند:
هوش مصنوعی: خدا به آن جوانمردان که برای جهاد آماده شدند و در خدمت به دیگران ایستادند، رحمت کند. آنها شجاعانه به دنبال اهداف خود رفتند، با مردم در صلح و همکاری زندگی کردند و با نفس خود به مبارزه پرداختند و به شکلی عملی نشان دادند که شرایط را درک کرده و با آن مواجه هستند.
با خود ز پی تو جنگ ها دارم منصد گونه ز عشق رنگها دارم من
هوش مصنوعی: برای تو جنگهای متنوعی دارم و به خاطر عشق، احساسات و رنگهای مختلفی را تجربه کردهام.
در عشق تو از ملامت بی خبرانبر جان و جگر خدنگها دارم من
هوش مصنوعی: من برای عشق تو حتی از سرزنش آنهایی که بیخبرند، هم بینیازم و در دل و جانم تیرهای عشق را احساس میکنم.