بخش ۷۹
هوش مصنوعی: این متن به بیان احساسات عمیق و درونی فردی میپردازد که از وضعیت نامساعد خود نگرام است. او از خداوند میخواهد که به او کمک کند تا از حالات ناامیدی و درد رهایی یابد. او به دنبال درمانی برای دردهایش است و حسرت و غم را در دل دارد. این جستجو به نوعی طلب یاری از خداوند است تا بتواند بر مشکلاتش فائق آید و به آرامش برسد.
پیر طریقت گوید: الهی این چه بتر (بدتر) روزیست؟ ترسم که مرا از تو جز حسرت نه روزی است خدایا می لرزم از آنکه نه ارزم چه سازم جز آنکه میسوزم تا از این افتادگی برخیزم! خداوندا از بخت خود چون پرهیزم و از بودنی کجا گریزم؟ و تا چاره را چه آمیزم؟ و در هامون کجا گریزم؟ کریما دل من کان حسرت است و تن من مایه درد و غم نیارم گفت که این همه چرا بهره من؟ نه دست رسد مرا به معدن چاره من!
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید: خدایا، امروز چه روز بدی است؟ نگرانم که جز حسرت هیچ چیزی نصیب من نشود. میترسم چون نمیدانم چه کار کنم، تنها در آتش این ناتوانی بسوزم تا از این وضعیت بیرون بیایم! ای خدا، چگونه از سرنوشت خود دوری کنم و از وجودم کجا فرار نمایم؟ چه کار باید بکنم تا راه حلی پیدا کنم؟ و به کجا باید بروم؟ ای مهربان، دل من پر از حسرت است و بدنم مملو از درد و غم. هیچگاه نپرسیدهام که این همه درد و اندوه چرا باید نصیب من شود؟ نه دسترسی به منبع حل مشکلاتم دارم!
مرا تا باشد این درد نهانیتو را جویم که درمانم تو دانی
هوش مصنوعی: تا زمانی که این درد در وجود من وجود دارد، به دنبال تو هستم چون میدانم که تنها تو میتوانی درمانم کنی.