هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید که تمام عالم به دنبال تو هستند، اما تو چه کسی را میخواهی؟ همه چیز در ازل مقدر شده و امروز در حال ظهور است. آنچه امروز میدانی، تنها دانش فعلی توست و من ازلی و قدیمی هستم. تو اکنون درک میکنی، اما من همیشه بودهام و با تو رازهایی داشتهام. انسان در اول وجود خود خوشحال و سرزنده است، اما پس از آن با فرازها و نشیبها، ناکامیها و تفرقهها مواجه میشود. در بندگی هم جمع است و هم تفریق، و در مقامات هم نور و هم ظلمت وجود دارد. انسان در تاریکی تفرقت دچار سردرگمی میشود و احساس ناتوانی میکند، اما این حالت نمیتواند دائمی باشد و باید از آن برخواست.
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید: خداوند همه موجودات را به سوی خود میکشاند و حالا سوال این است که تو به چه کسی توجه خواهی کرد. جوانمرد، آن کسی که تو را در گذشته خواسته، همان است که در حال حاضر نیز به سراغش میروی. تمام کارها در گذشته رقم خورده و امروز به شکل تازهای نمایان میشوند. حرفهایی که در گذشته گفته شده امروز شنیده میشوند و لباسهایی که در گذشته آماده شده، امروز بر تن میشود.
هوش مصنوعی: من امروز تو را میشناسم، اما من قدیمیتر از امروز هستم. دانش تو مربوط به حال است، در حالی که من از زمانهای دور با تو صحبت کردم. تو اکنون به این گفتگو گوش میدهی. شما مانند کودکانی هستید که در عدم بودند و لطف و رحمت قدیم کار شما را سامان میداد. چون این کار (دیدن حقیقت) به آغاز خود نیکو و زیباست و راهی است که از آن به وجود آمده و به او برمیگردد. آغاز این کار بهار است و شبیه به شکوفهها.
هوش مصنوعی: انسان در لحظهای شاد و پرانرژی است و پس از آن با چالشها و مشکلاتی روبهرو میشود که باعث ناامیدی و جدا شدن از هم میشود. در مسیر بندگی هم میتوان جمع شدن را دید و هم تفرقه و در مراحل مختلف نیز هم نور وجود دارد و هم تاریکی. بنده در تاریکی تفرقه به قدری خود را پنهان میبیند که احساس میکند از چیزی ترس دارد و نمیداند چه راهی جز تحمل درد و رنج دارد تا از این وضع نجات یابد و نمیداند در نهایت چه پیش خواهد آمد.