مناجات شمارهٔ ۴۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او میگوید که هیچ غمی ندارد چون معشوق را در کنار خود دارد و هیچکس دیگری را نمیخواهد. دل او فقط برای معشوق جای دارد و هیچ جایی برای کسی دیگر نیست. عشق او به معشوق به حدی است که هیچ چیز و هیچ کس دیگری برایش اهمیت ندارد.
الهی چه غم دارد که تو را دارد و کرا شاید که تو را نستاید، آزادا آن نفس که بیاد تو بازان و آباد آن دل که بمهر تو نازان و شاد آن کس که با تو در پیمان است.
هوش مصنوعی: ای خدا، چه غمی میتواند داشته باشد کسی که تو را دارد؟ و چه کسی ممکن است تو را تحسین نکند؟ خوش به حال آن نفسی که به یاد تو میزند و خوشبخت است آن دلی که با عشق تو شاداب است و خوشحال آن کسی که با تو در عهد و پیمان است.
ما را سر و سودای کس دیگر نیستدر عشق تو پروای کس دیگر نیست
هوش مصنوعی: ما هیچ توجهی به دیگران نداریم؛ فقط در عشق تو هستیم و هیچ نگرانی از چیز دیگری نداریم.
جز تو دگری جای نگیرد در دلدل جای تو شد جای کس دیگر نیست
هوش مصنوعی: عشق و محبت من به تو آنقدر عمیق است که هیچ کس دیگری نمیتواند در قلب من جا بگیرد. دل من فقط برای تو است و هیچکس دیگر در آن جای ندارد.