مناجات شمارهٔ ۱۷۷
هوش مصنوعی: این متن درباره عشق و ارادت به خداوند است و بیانگر حال و هوای عارفانی است که به دنبال وصال الهی هستند. شاعر از حال خوش کسانی صحبت میکند که از عشق الهی بهرهمند شدهاند و در این مسیر، نور حق را یافته و به زندگی بخشی از روح عشق رسیدهاند. برای شاعر، عشق به خداوند نه تنها هدف زندگی است، بلکه نتیجه و حاصل آن، وصالی است که دل را سرشار از نور و زیبایی میکند. در نهایت، شاعر خود را در معرض این عشق میبیند که در منزل او نیز جلوهای از این عشق و وصال وجود دارد.
الهی تو جانها اسیر پیغام تو، عارف افتاده بدام تو مشتاقان مست مهر از از جام تو خوشا بحال کسی که از این جام شربتی چشید یا در این راه منزلی بُرید، دل وی بنور حق افروخته و بروح انس زنده و بفروصال فرخنده، گهی در حیرت شهود مکاشف جلال، گهی در بحر وجود غرقهٔ لطف و جمال.
هوش مصنوعی: خدای من، جانها در دام پیام تو گرفتارند و عارفان در عشق تو افتادهاند. مشتاقان مست از محبت تو، از جامی که در دست داری، خوشبختند. خوش به حال کسی که از این جام چشید یا در این مسیر به مقصدی رسید. دل او به نور حقیقت روشن است و روحش زنده و شاداب. او گاه در حیرت دیدن جلال توست و گاه در دریای وجود غرق در لطف و زیبایی تو.
در عشق تو من کیم که در منزل مناز وصل رُخت گلی دمد بر گل من
هوش مصنوعی: در عشق تو من چه کسی هستم که در خانهام، از وصالت، بوی گلی بر آن سرزمین من بپیچد.
این بس نبود ز عشق تو حاصل منکاراستهٔ وصل تو باشد دل من
هوش مصنوعی: عشق تو کافی نیست، دل من تنها برای وصال تو آماده شده است.