مناجات شمارهٔ ۲۱۲
هوش مصنوعی: این متن به توصیف گروهی از افرادی میپردازد که در مواجهه با مشکلات و مصیبتها، هر کدام واکنشی متفاوت دارند. اکثر آنها از سختیها فرار کرده و روی خود را برمیگردانند، اما گروهی اندک به عشق و فدای معشوق، با تمام وجود در برابر بلاها ایستاده و تحمل میکنند. این عده بیان میکنند که تحمل اندوه معشوق برایشان کافی است و حتی حاضرند در این راه، جان و دل خود را نیز فدای او کنند. آنها با تمام وجود در پی عشق و وفاداری به معشوقشان هستند.
الهی آن کرده را بر سر کوی بلا آوردی و بلا و مُصیبتها را بایشان نمودی، این یک گروه هزار قسم شدند همه روی از بلا برگردانیدند مگر یک گروه اندک که روی گردان نشدند و عاشق وار سر به کوی بلا نهادند و از بلا نیندیشیدند و گفتند ما را همان دولت بس که تحمل اندوه تو گشتیم و غم بلای تو خوردیم و یک یک بزبان حال می گفتند :
هوش مصنوعی: خدایا، آن بلاها را بر سر قوم خود نازل کردی و مصیبتها را به آنها نشان دادی. در این میان، یک گروه هزار بار قسم خوردند و از بلا روی برگرداندند، ولی گروهی کوچک بودند که سرسختی کردند و عاشقانه به سمت بلا رفتند و به آن فکر نکردند. آنها گفتند برای ما همین کافی است که اندوه تو را تحمل کردهایم و غم بلاهای تو را چشیدهایم و هر یک به زبان حال خود این را بیان میکردند.
من که باشم که به تن رخت وفای تو کنمدیده حمال کنم بار جفای تو کشم
هوش مصنوعی: من کیستم که وفای تو را به تن خود بپوشم و چشمهایم را تحمل بار جفای تو کنم؟
گر تو بر من به تن و جان و دلی حکم کنیهر سه را رقصکنان پیش هوای تو کشم
هوش مصنوعی: اگر تو بر من فرمان دهی، من با تمام وجودم، از جسم و روح و قلب، با شوق و هیجان به سوی تو میروم و در برابر تو به رقص درمیآیم.