بخش ۶۴ - و من طبقة الثانیه سمنون بن حمزة البغدادی
هوش مصنوعی: سمنون بن عبدالله، معروف به سمنون المحب، از بزرگترین عارفان و مشایخ محبت است که به خاطر دانشش در این زمینه مشهور شده است. او در زندگیاش به بیان در مورد عشق و محبت پرداخته و با چندین شیخ دیگر از جمله جنید و نوری همصحبت بوده است. سمنون معتقد بود که محبت باید خالص و بدون زشتی باشد.
او در دلنوشتههایش ابیاتی از شعر را میخواند که نشاندهندهی عمق احساساتش بود. سمنون همچنین دربارهی اهمیت قلب و عشق در نزدیکی به خدا و درک محبت الهی صحبت میکرد. او به دنبال آزمایش عشق و پرهیز از کذب بود و خود را کذاب نامید تا بر صداقت خود تاکید کند.
در داستانهای دیگری نیز به شخصیتهای معروفی اشاره شده است، از جمله زهرون، که از درویشان معروف بود و هیچگاه مهارتهایی چون او دیده نشده. او نیز به بیان اشعار و تجربیاتش در مسیر عرفان پرداخته است. این داستانها نشاندهندهی عمق تفکرات عرفانی و نکات زیبای ادبی در عشق و محبت هستند.
المحب امام المحبة. و گفتهاند: کی سمنون بن عبداللّه ابوالحسن الخواص و نیز گفتهاند: کی کنیت ابو ابوالقاسم بود. وقتی خود را کذاب نام کرده بود تا نه گفتندی که کذاب، باز ننگرستی. سمنون المحب گویند ویرا، که وی یگانه است در علم محبت کی همه عمر ازان گفت
هوش مصنوعی: المحب به معنای "دوستدار" و "محبت" است. گفتهاند سمنون بن عبداللّه ابوالحسن الخواص، یکی از شخصیتهای مهم در این زمینه بوده است و برخی او را با لقب ابو ابوالقاسم میشناختهاند. او خود را به دروغگو معروف کرده بود، اما هیچگاه نگران این عنوان نبوده است. به او سمنون المحب میگویند چون در علم محبت بینظیر بوده و تمام عمرش را در این مساله گذرانده است.
باسری سقطی صحبت کرده و محمدعلی قصاب و ابواحمد القلانسی٭. از اقران جنید و نوریست از مهینان مشایخ عراق بوده، پس جنید برفته از دنیا.
هوش مصنوعی: باسری با سقطی و محمدعلی قصاب و ابواحمد القلانسی گفتگو کرده است. آنها از همدوران جنید و نوری هستند و در میان بزرگان مشایخ عراق قرار دارند. سپس جنید فوت کرده است.
سمنون گوید: که محبت رهی را صافی نشود تا زشتی بر عالم ننهد وانشد:
هوش مصنوعی: سمنون میگوید: محبت واقعی نمیتواند خالص باشد تا زمانی که زشتیها را بر عالم نگذارد و از بین نبرد.
قوم اذا هجروا من بعد ما وصلواما توا و هم یهوون کم بعثوا
هوش مصنوعی: اگر قومی پس از آنکه وصل شدهاند، یکدیگر را ترک کنند، هیچ نمیتوانند بمانند و همچون ستارهای که به زمین فرود آید، فرو میافتند.
واللّه لو یحلف العشاق انهمسکری من البین یوم البین ما حثوا
هوش مصنوعی: به خدا قسم اگر عاشقان بخواهند قسم بخورند که در روز جدایی مست از عشق بودهاند، هرگز این کار را نخواهند کرد.
شیخ الاسلام گفت قدس اللّه روحه: کی سمنون را دیدند بر لب و جله، قضیب بر ران خود میخواند، این ابیات میخواند، وران وی بدریده بود و خون میرفت، ووی نه آگاه:
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام فرمود: شخصی سمنون را در حالی دید که بر لب و جله نشسته بود و عصایی را بر ران خود میزد. او ابیاتی را میخواند و ران او زخم شده و خونریزی داشت، اما خود او از این موضوع بیخبر بود.
کان لی قلب اعیش بهضاع منی فی تقلبه
هوش مصنوعی: قلبی داشتم که به عشق تو زنده بود و حالا در حالتی دگرگون به سر میبرد.
رب!فاردده علی، فقدعیل صبری فی تطلبه
هوش مصنوعی: پروردگار! مرا بازگردان به عشق خود، چون صبری در انتظار تو سر آمده است.
واغث، مادام بیرمقیا غیاث المستغیث به
هوش مصنوعی: ای یاری دهنده، تا زمانی که بیحالت هستی یا ای کسی که به فریاد رسیده میشود، به من کمک کن.
بوعثمان حیری٭ بر جوانی شد بیمار بود، آن جوان گفت: وی گفت: از که؟ جوان گفت: واخ! وی گفت با کی مردی از راهب پرسید: که بنزدیک شما بهتر چیز که اللّه یاوند چیست؟ گفت: دل که ازو بترسد گفت: که ازین گذشت. جان که او بیند گفت: که این نبود. گفت: تن که او پرستد:
هوش مصنوعی: بوعثمان حیری در جوانی بیمار شد. جوان به او گفت: "از چه چیزی بیمار هستی؟" او در پاسخ گفت: "آه!" سپس یکی از راهبان را پرسید: "نزدیک شما بهترین چیز که انسان به آن نیاز دارد چیست؟" پاسخ داد: "دل که باید از آن ترس داشته باشد." سپس گفت: "اگر از این هم گذشت، جان که باید به آن نگاه کند." و در نهایت گفت: "تن که باید آن را پرستش کند."
شیخ الاسلام گفت: که در ورق صوفیان دل نیست در ورق صوفیان سخن از جان است، آن نه جانست، جان هم نیست، اما در طریق رشک بهانه بر جانست
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام فرمود که در کلمات صوفیان، سرشت دل وجود ندارد؛ بلکه در این کلمات، سخن از جان مطرح است. اما آنچه مطرح شده، نه جان است و نه زندگی واقعی. اما در این راه، غبطه و حسادت به جان دیگران وجود دارد.
فامتحن الجفا صبری علیالود،ود عنی مقام بر جاک
هوش مصنوعی: اگر بخواهی، حتماً میتوانی صبرم را در برابر بیمحلی امتحان کنی، اما چنانچه از من دور شوی، دیگر نمیتوانم در آنجا بمانم.
کان لی قلبقصار غلیالم یکن ذالک فی التحمل شیا
هوش مصنوعی: قلب من بسیار نازک و حساس بود، اما تحمل سختیها برای من امکانپذیر نبود.
رحمة اللّه والسلام علیکاننی میت و ان کنت حیا
هوش مصنوعی: خداوند رحمتش بر تو باد و سلام بر تو، هرچند که من مردهام، حتی اگر زنده باشم.
ولی الفوجه قد عرفت طریقهاولکن بلاقلبالی این اذهب؟
هوش مصنوعی: ولی حقیقت خود را شناختهام، اما بدون قلب و احساس، آیا میتوانم به آنجا بروم؟
کان قلبی معی فلما التقیناصار قلبی له فمن لی بقلبی
هوش مصنوعی: قلب من متعلق به خودم بود، اما وقتی ملاقات کردیم، قلب من برای او شد. حالا که او قلب من را گرفته است، چه کسی به من قلبم را برمیگرداند؟
انا سلمت فی هواه قیادیوفوادی قدذل فیالحب صعبی
هوش مصنوعی: من در عشق او تسلیم شدهام و قلبم در این راه دچار سختیها و رنجها شده است.
للسمنون
اناراض بطول صدک عنیلیس الا ان ذالک هواک
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که ناراحتی و تردید من تنها به خاطر تو و عشق توست. به عبارت دیگر، همه این احساسات من ناشی از علاقه و محبت به توست.
شیخ الاسلام گفت: که روزی سمنون گفت:
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام گفت که روزی سمنون گفت:
ترید منی اختیار سریو قد علمت المراد منی
هوش مصنوعی: میخواهی به من اختیار بدهی، ولی من میدانم که منظور تو چیست.
ولیس لی فی واک حظفکیف ما شئت فاختبرنی
هوش مصنوعی: من در این کار هیچ نفعی ندارم، هر طور که میخواهی مرا آزمایش کن.
مرا مخوانید جز کذاب، تا ویرا نگفتندی که مذاب باز ننگرستی شیخ الاسلام گفت رضی اللّه عنه: که:
هوش مصنوعی: مرا به جز دروغگو نخوانید، زیرا او به من نگفت که مذاب را دوباره ننگرستی. شیخ الاسلام گفت: خداوند از او راضی باشد.
شیخ زهرون
هوش مصنوعی: شیخ زهرون یک شخصیت مذهبی و علمی است که در دنیای اسلام شناخته شده است. او مشهور به دانش و فهم عمیقش در مسائل دینی و اجتماعی است. آثار و نظرات او در قالب کتابها، مقالهها و سخنرانیها تأثیر زیادی بر روی پیروانش و جامعه علمی داشته است. شیخ زهرون به ترویج علم و فرهنگ اسلامی پرداخته و همواره تلاش میکند تا نسل جوان را با مفاهیم درست دینی آشنا کند. او به عنوان یک مرجع علمی و دینی شناخته میشود و بسیاری از مردم به او مراجعه میکنند تا از دانش و wisdom او بهرهمند شوند.
بمغرب بود، شیخ مغرب بود، از اهل اطرابلس از اقران مظفر کرمانشاهی٭ با یکدیگر در صحبت بمکه رفتهاند. زهرون فرا پیش و مظهر پس او، و سیده زن مظفر پس ایشان،و همه بجمله بر مکه برفته انداز دنیا. بوعبداللّه مغربی٭ گوید: که هیچ فنی ندیدهام از فتیان چون زهرون شیخ الاسلام گفت: که وقتی بتماشا بیرون شده بود، با جماعتی از درویشان. این دو بیت بر خواندند:
هوش مصنوعی: در مغرب، شیخی بود که از اهل اطرابلس و همدوره مظفر کرمانشاهی بود. این افراد در سفر به مکه با یکدیگر صحبت کردند. زهرون پیش بود و مظهر پشت سر او، و سیده، همسر مظفر، نیز به دنبالشان میآمد. همه آنها به سمت مکه راهی شدند. بوعبدالله مغربی میگوید: هیچ جوانی را مانند زهرون ندیدهام. شیخ الاسلام گفت که روزی وقتی به تماشا رفته بود، با گروهی از درویشان این دو بیت را خواندند.
سنا برقی نفی عنی الکریلم یزل یلمع لی من ذی طوی
هوش مصنوعی: روشنی برق که از شبنم برمیخیزد، همیشه به من درخشیده است و از صاحب کوه، منارهای را نشان میدهد.
منزل سلمی به نازلةطیب الساحة معمور الفنا
هوش مصنوعی: منزل سلمی محلی است که با زیبایی و دلنوازی پر شده و فضای آن سرشار از طراوت و زندگی است.
وی بخروشید و بانگی چند بکرد و لختی شور کرد و بازگشت گفت: من تماشای خود بکردم
هوش مصنوعی: او ناگهان چهرهاش را در هم کشید و صدایی ایجاد کرد، مدتی به هیجان آمد و دوباره برگشت و گفت: من به تماشا خود پرداختم.
شیخ الاسلام گفت: در کتاب احمد بن الحواری دیدم، که:
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام فرمودند: در کتاب احمد بن حواری مشاهده کردم که: