هوش مصنوعی: داستان دربارهی شخصیتهای صوفی و تأملات آنها در مورد شهادت در حین مرگ است. در این داستان، شیخ الاسلام از تجربیات بوالحسن مزین و بوعبدالله خفیف سخن میگوید. زمانی که بوالحسن مزین در مکه بود، با یعقوب اقطع مواجه شد که در حال مردن بود و او شهادت به خداوند را از او خواست. یعقوب به پرده عزت اشاره کرد و گفت که او هرگز مرگ را نچشیده و تنها پردهای از عزت بین او و خداوند وجود دارد.
سپس، شیخ بوعبدالله خفیف که در حال احتضار بود، نشان داد که با این گونه شهادتها راحت نیست و به کسانی که شهادت عرضه میکردند گفت که خاموش باشند. او در جواب به سوالات مختلف در مورد توکل و معنای آن، پاسخهای عمیق و پرمحتوایی میدهد که نشاندهنده تجربههای روحانی و معنوی اوست.
در نهایت، خواندن این داستانها به مفهوم عمیقتری از مرگ، شهادت و توکل بر خدا اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه عارفان در لحظات آخر زندگیشان با نیکویی و خلوص به خداوند نزدیک میشوند.
هوش مصنوعی: یک نویسنده به نام الجنید و پیروانش درباره شیخ الاسلام میگوید که او در مکه بود. بوعبداللّه خفیف نقل میکند که بوالحسن مزین به او گفت که در مکه بودم و با یعقوب اقطع که در حال مرگ بود، مواجه شدم. وقتی وارد شدم، به من گفتند که سر بر تو اراده میکند، یعنی من را نادیده بگیرد و شهادت را پیش او مطرح کنم. آنجا در کنار او نشستم و او به من نگریست و گفت: "ای شیخ! شهادت میدهیم که هیچ خدایی جز الله نیست." او در جواب گفت: "آیا تو به من اشاره میکنی که عزت کسی که هرگز طعم مرگ را نمیچشد؟ فاصله من با او تنها پردهای از عزت است." او میخواست به این شهادت اشاره کند و به عزت خداوند که هرگز نمیمیرد، اشاره کرد، زیرا چیزی جز پرده عزت میان او و خداوند نبود.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام گفت: که پردهای از عزت بر او جاری است، که او خود را میشناسد و تو نیز باید خود را بشناسی. بوالحسن مزین در روزگار خود میگفت: زمانی که من آمدم، شاهدی بر دوستی از مقام او را ارائه کردم. و شیخ بوعبدالله خفیف میگفت: مردی در مقام الوهیت میسوزد و از پشت پردهٔ عزت به او شهادت داده میشود.
هوش مصنوعی: شیخ بوعبدالله طافی در حال احتضار بود و کسی شهادت بر دوستی او ارائه کرد. او با صدایی آرام گفت: "سکوت کن! گروهی بیادب و بیاحترام جمع شدهاند و میخواهند بر دوستی من شهادت دهند. تو آن را بیان کن، من خودم گفتهام." سپس به خداوند دعا کرد که او را به صالحان ملحق کند و در همین حال جان سپرد.
هوش مصنوعی: وقتی قومی بر پیر یکی از مشایخ شهادت آوردند، او از غیرت خود بسیار تحت تأثیر قرار گرفت و شروع به پرسیدن شهادت از هر یک از افراد کرد و تلقین کرد تا همه شهادت دهند. او جان خود را فدای این کار کرد. بعد از مرگ او، عدهای در خواب او را دیدند و از حالش پرسیدند. او پاسخ داد که حالش خوب است و گفتند آیا ایمانت را بردی؟ او تأیید کرد. سپس پرسیدند که چرا در زمان مرگ شهادت نگفتی؟ او گفت که این موضوع در درون خود او بوده و نیازی به بیان آن نبوده است.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام فرمود: از بایعقوب پرسیدند که توکل چیست؟ او پاسخ داد: یعنی رها کردن اختیار. سپس از سهل تستری سؤال کردند و او گفت: یعنی وابسته نشدن به قدرت خود. از حلاج نیز پرسیدند و او گفت: یعنی مشاهده کردن مسبب. از فتح موصلی هم سؤال کردند و او توضیح داد: یعنی دل سرد شدن از اسباب. از شقیق بلخی نیز پرسیدند و او گفت: یعنی دیدن ضعف خود در مقابل خداوند. و در نهایت، از شبلی پرسیدند که توکل چیست؟ او پاسخ داد: در دیدار دل، فراموش کردن همه چیز.