میدان هفتادم تفریدست
هوش مصنوعی: این متن درباره مفهوم تفرید و توحید در عرفان اسلامی صحبت میکند. تفرید به معنای یگانهسازی همت و توجه به خداوند است، و در این راستا، سه نوع تفرید ذکر میشود:
1. **تفرید در ذکر**: این به معنای یاد کردن خداوند بدون وحشت از چیزی، یا طلب چیزی جز او است و همچنین یعنی تلاش نکردن برای چیزی به جز او.
2. **تفرید در سماع**: این به گوش سپردن به سه نوع ندا اشاره دارد: نداهایی که از درون شنیده میشوند، فرمانهایی که برای خدمت به خدا از هر طرف میآیند و نداهایی که ملاطفت و محبت خدا را در هر چیز نشان میدهند.
3. **تفرید در نظر**: این به معنای نگریستن به دل و عدم انقطاع توجه به خداوند است که نشانههای آن شامل دگرگونی حال شخص، عدم تفرق دل و غفلت از خود است.
در نهایت، متن تأکید دارد که در همه این جنبهها، فرد باید توجه و همت خود را به طور کامل معطوف به خداوند کند.
از میدان توحید میدان تفرید زاید. قوله تعالی: «ذلک بان اللّه هوالحق و أن ما یدعون من دونه هو الباطل». حقیقت تفرید یگانه کردن همتست، بیان آن در توحید برفت. و اقسام تفرید سه است: یکی در ذکرست، و یکی در سماع، و یکی در نظر. در ذکر آنست که در یاد وی نه بر بیم باشی از چیزی از وی، و نه در طلب چیزی باشی جز از وی، و نه برکوشیدن چیزی باشی بجز از وی. و در سماع آنست که در گوش سر از سه ندای وی بریده نیاید: یک ندای بازخواندن باخود در هر نفسی؛ دیگر ندای فرمان بخدمت خود در هر طرف؛ سیم ندای ملاطفت در هر چیز. و در نظر آنست که نگریستن دل از وی بریده نیاید، و نشان آن سه چیزست: یکی آنکه گردش حال مرد را بنگرداند، ودیگر آنکه تفرقهٔ دل بهیچ شاغل مرد را درنیابد، سیم آنکه مرد از خود بیخبر ماند.
هوش مصنوعی: از میدان توحید، میدان تفرید به وجود میآید. اینکه خداوند حقیقت و حق است و هرچه به جز او مورد درخواست قرار گیرد، باطل است. حقیقت تفرید به یکسانی همت وابسته است و توضیح آن در توحید آمده است. تفرید دارای سه نوع است: یکی در ذکر، دیگری در سماع و سومی در نظر. در ذکر، یعنی در یاد خدا هیچ ترسی از چیزی نداشته باشی، جز او در طلب هیچ چیز نباشی و تلاش نکنید برای چیزی جز او. در سماع، یعنی در گوش خود از سه ندا قطع نشوی: یکی ندا برای یادآوری در هر نفس، دیگری ندا برای خدمت در هر مورد و سومی ندا برای محبت در هر چیز. در نظر، یعنی اینکه توجه دل از خدا قطع نشود و نشانههای آن سه چیز است: یکی اینکه حال انسان را مشاهده کند، دیگری اینکه دل انسان درگیر هیچ چیز جز خدا نشود و سومی اینکه انسان از حال خودش بیخبر بماند.