شمارهٔ ۳
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و وابستگی شاعر به محبوبش است. شاعر از جدایی و دوری از محبوبش ناخشنود است و میگوید که هیچ دوستی یا آشنایی نمیتواند جایگزین او شود. او به سلطنت و قدرت اشاره میکند و میگوید که حتی در مقام سلطانی هم نمیتواند از عشق به محبوبش دل بکند. همچنین، او به تأمل در زیباییهای محبوب و حالتهای خاصی که تحت تأثیر او دارد میپردازد و میگوید که ریا و تظاهر در برابرش خوشایند نیست. در نهایت، شاعر همچنین انتقادی به صوفیان و رفتار آنها دارد و میگوید که حالتی که آنها در رقص و وجد دارند، برای او جذابیت ندارد. در کل، این شعر نشاندهندهی عشق خالص، وفاداری و نارضایتی از هر آنچه که باعث جدایی میشود، است.
از تو یک ساعت جدایی خوش نمی آید مرابا دگر کس آشنایی خوش نمی آید مرا
هوش مصنوعی: دوست ندارم حتی یک ساعت جدا از تو باشم و هیچ تمایلی به آشنایی با کسی دیگر ندارم.
گویی ام رو زین در وسلطان وقت و خویش باشبعد سلطانی گدایی خوش نمی آید مرا
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که من در این دنیا، به عنوان کسی که در سایه قدرت و مقام قرار دارد، به خوبی میان خود و خویشاوندانم زندگی میکنم. اما بعد از این که به مقام سلطنت برسیم، زندگی به عنوان یک گدا برایم خوشایند نخواهد بود.
چاکرانت را نمی گویم که خاک آن درمبا بزرگان خود ستایی خوش نمی آید مرا
هوش مصنوعی: من به خدمتگزاران تو نمیگویم که به خاطر بزرگان، خاک پای تو را ستایش نکنند، زیرا این کار برای من خوشایند نیست.
گفتمش در آب عارض عکس جان با ما نمایگفت هر دم خود نمایی خوش نمی آید مرا
هوش مصنوعی: به او گفتم که در آب، تصویر چهرهات را به ما نشان بده، اما او پاسخ داد که هر لحظه خود را نشان میدهد و این برای من خوشایند نیست.
از لب لعلت نپرهیزم بدور آن دو چشمپیش مستان پارسایی خوش نمی آید مرا
هوش مصنوعی: من از لب شیرین تو دوری نمیجستم، زیرا وجود آن دو چشم جذاب در کنار مستان، هیچ طراوت و خوبی برایم به ارمغان نمیآورد.
منکر زهدم برویت تا نظر باز آمدمپاکبازم من دغایی خوش نمی آید مرا
هوش مصنوعی: هر گونه ناپاکی و خشم را از چهرهات دور کن تا دوباره بتوانم تو را با چشم دل ببینم و من هم از زشتی و گناه پاک شوم. من در این حالتی که هستم، نمیتوانم به زیباییها و خوبیها توجهی داشته باشم.
صوفیان گویند چون ما خیز و در رقص آ کمالحالت و وجد ریایی خوش نمی آید مرا
هوش مصنوعی: صوفیها میگویند وقتی که ما به شوق و وجد میرقصیم، حالت کمالی است. اما من از این رفتار پرهیز میکنم زیرا برایم خوشایند نیست.