شمارهٔ ۱۵۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و دلربایی معشوق اشاره میکند و از عشق و احساساتش نسبت به او سخن میگوید. او به زلف و چهره دلنشین معشوق اشاره دارد و ابراز میکند که هیچکس نمیتواند احساسات راستینش را پنهان کند. شاعر از درد جدایی و نبود معشوق شکایت میکند و میگوید که نالههایش خواب معشوق را میبرد. در نهایت، او آرزو میکند که این عشق و زیبایی همیشه پایدار باشد.
دل صفه خال تو با زلف گفتدانه در در شب تاریک سفت
هوش مصنوعی: دل به زیباییهای تو دل بسته و موی تو را به طرز خاصی وصف کرده، گویی در شب تاریک، دانهای را با چنگالی محکم گرفته است.
سرو قدت راست چمن سرو راستکس سخن راست نیارد نهفت
هوش مصنوعی: قد بلند تو مانند سرو در دشت است و هیچکس نمیتواند از حقیقت و زیبایی تو سخن بگوید یا آن را پنهان کند.
تا نرود گرد به هر دیده حیفدیده درت آب زد آنگه برفت
هوش مصنوعی: اگر گرد و غبار به چشمان انسان برود، دیدن زیباییها دشوار میشود. چه حیف که دیده به خاطر افکار و مشغلهها گرفتار میشود و در این میان زیباییها و لذتها از دست میرود.
ناله من خواب شبت برد و آهچون نکنم ناله که چشمم نخفت
هوش مصنوعی: ناله من باعث شد که خواب از چشمانت برود و چگونه میتوانم ناله نکنم وقتی که خودم نمیتوانم بخوابم؟
بیدق خال تو نرانده هنوزطره کج باز دو رخ برد مفت
هوش مصنوعی: بیدق (پیاده) بازی چنان زیبا ساخته نشده که بتواند همچون خال روی صورت تو، زیبایی و شکوه را به تصویر بکشد. دو رخ تو همچنان درخشان و فریبندهاند و هیچ چهرهای به خوبی تو نمیتواند جلوه کند.
ای دل اگر سروریت آرزوستچون سر زلفش به قدمها بیفت
هوش مصنوعی: ای دل اگر دوست داری در شادیات باشی، باید همچون زلف او به زمین بیفتی و به او نزدیک شوی.
هر که شنید از سخنان کمالسلمه الله و أبقاه گفت
هوش مصنوعی: هر کس که از سخنان کمال و سلامتی او آگاه شود، بدین نکته پی خواهد برد که چه قدر اهمیت دارد.