شمارهٔ ۱۹۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره عمیقترین احساسات عاشقانه و درد و رنج حاصل از عشق است. شاعر از جستجوی همدرد و کسی که در غم او شریک باشد سخن میگوید. او به توصیف عشق و درد میپردازد و به این نکته اشاره میکند که تنها با عشق واقعی میتوان پیوند عمیقتری برقرار کرد. همچنین، شاعر از چهرههای مختلف عاشقان و مشکلاتی که در ارتباط با عشق دارند صحبت میکند. در نهایت، او از آرزو میکند که سیل اشکهایش نشاندهنده عمق عشقش باشد و از معشوق میپرسد که کدام یک از عاشقان واقعاً درد و رنج عشق را میشناسد.
عاشقان دردش طلب دارم مرا همدرد کیستآنکه دارد در غم او جان غم پرورد کیست
هوش مصنوعی: عاشقان، من هم دردی میخواهم که بتواند در غم و اندوه من شریک باشد. آیا کسی هست که بتواند در درد و رنج من همدلی کند و احساس من را درک کند؟
ای که گرم و سرد عالم هر دو نیکو دیده ایگو یکی چون من به اشک گرم و آه سرد کیست
هوش مصنوعی: ای کسی که به خوبی بر هر دو حال زندگی، خوشی و ناخوشی، واقفی، بگو ببینم چه کسی مثل من است که با اشک گرم و آه سرد، احساساتش را بیان کند؟
عاشق یکرنگ خواهی جوی در ما خاکیانز میان با چهره پر گرد و روی زرد کیست
هوش مصنوعی: اگر خواهان عشقی پاک و یکرنگ هستی، باید در ما انسانها جستجو کنی، حتی اگر چهرهمان خاکی و رنگمان زرد باشد.
سیل اشکم برد یک شب بر درش خندید و گفتپیش ما این شخص آب آورد و لای آورد کیست
هوش مصنوعی: یک شب اشکهایم به شدت ریخت و در آن لحظه کسی به در خانهام آمد و با خنده گفت: "این فرد که اشکها و کثیفی را به همراه دارد کیست؟"
گر نرنجیدی زما آن غمزه می کردیم غمزکان که بی موجب دل از اهل نظر آزرد کیست
هوش مصنوعی: اگر از من ناراحت نشدهای، این کار را میکردیم که به او اشاره کنیم، چون کسی که بدون دلیل دل اهل نظر را میآزارد، چه کسی است؟
بر درت جز چشم بیدار و دل جان سیر منعاشقی کو در نیارد سر ز خواب و خورد کیست
هوش مصنوعی: جز چشمی بیدار و دلی پر از عشق، هیچ چیز دیگری بر در تو نیست. کسی که در عشق غرق شده، نه خوابش میبرد و نه از خوردن و نوشیدن خبری دارد.
درد و غم بفرست با باران نخستین با کمالتا شود معلوم کز عشاق کویت مرد کیست
هوش مصنوعی: در این دنیا، غم و درد خود را با باران اولیه بفرست، تا مشخص شود که در میان عاشقان تو، چه کسی جان خود را فدای محبت میکند.