شمارهٔ ۲۳۷
هوش مصنوعی: غزل به توصیف عشق و احساسات عمیق شاعر اشاره دارد. شاعر میگوید که کسی که لذت بوسیدن لبهایت را تجربه کرده، حتماً عمرش پر از خوشی است. کسی که شیرینی عشق را چشیده، تلخی مرگ را احساس نمیکند. او نمیتواند از تابی که محبوبش از او میگیرد، ناراضی باشد، چرا که این حق اوست. شاعر به خاطر حس غیرت و عشقش، نمیخواهد بوی نسیم را از دیگران بشنود، چون این احساسات تنها مربوط به معشوقش است. او همچنین به شدت از کمبود وصال با محبوبش نالان است و دلی دیوانه از زیباییهای او را در اشعارش به تصویر میکشد. شاعر از محبوبش میخواهد که التیامی به درد و شوق جانش در عشق بزند.
لبت را هر که چون شگر مزیده استیقین میدان که عمرش پر مزید است
هوش مصنوعی: هر کسی که لبهایت را شیرین همچون شکر میداند، بدان که عمر او پر برکت و پربار است.
نه بیند تلخی جان کندن آن کسکه لعل جانفزایت را گزید است
هوش مصنوعی: کسی که لذت و زیبایی عشق تو را چشیده، تلخی مرگ را احساس نمیکند.
نرنجم از تو گر تابی ز من رویکه از خورشید دایم این سزید است
هوش مصنوعی: اگر تو به من بیاحترامی کنی، من ناراحت نخواهم شد؛ چرا که خورشید همیشه درخشیده و این برای او طبیعی است.
نخواهم دید من روی صبا راازین غیرت که در کویت وزید است
هوش مصنوعی: من دیگر روی نسیم صبحگاهی را نگاه نخواهم کرد، به خاطر غیرتی که در کوی تو وجود دارد.
وصالت را در عالم نیست آمدهنوز اندر مقام من یزید است
هوش مصنوعی: در این دنیا هنوز به مراتب بالای وصال (نزدیکی) نرسیدهام و مقام من هنوز به اندازه مقام یزید است.
به بوی حلقه زنجیر مشکیندل دیوانه در زلفت خزید است
هوش مصنوعی: به عطر و بوی حلقه زنجیر مشکین، دل سرگشته و دیوانهام در زلفهای تو پنهان شده است.
کمال خسته را ای دوست دریابکه از جان در غم عشقت مزید است
هوش مصنوعی: دوست عزیز، لطفاً به حال کسی که در عشق تو غمگین است توجه کن، زیرا این غم برای او بسیار عمیق و دردناک شده است.