شمارهٔ ۲۴۶
هوش مصنوعی: این شعر ابراز عشق عمیق و درد وانی است که شاعر نسبت به معشوق خود احساس میکند. شاعر با توصیفاتی همچون "دل پر خون" و "غمگین" از حال و اوضاع خود میگوید و آرزوی دیدار معشوق را دارد. او خود و دیگران را به آب و خاک تشبیه میکند که به پای معشوق نثار شدهاند. همچنین، شاعر به ناچاری خود از دوری معشوق و سختیهایی که در این مسیر متحمل میشود اشاره میکند. در نهایت، او از عشق و انتظار بیپایان خود سخن میگوید، هرچند که این انتظار همراه با درد و رنج باشد.
مائیم و دلی پر خون بر خاک سر کویتغمگین بهمه رویی در آرزوی رویت
هوش مصنوعی: ما با دلی پر از غم و درد در کنار کوچهات نشستهایم و غمگین هستیم، در حالی که در آرزوی دیدن روی زیبایت هستیم.
تو سروی و ما چون آب آورده به پایت سرمی ماند و ما نشه بر خاک سر کویت
هوش مصنوعی: تو مانند درخت سرو هستی و ما همچون آبی هستیم که در پای تو قرار گرفته و سر به سجده میبرد. ما در خاک کوی تو قرار گرفتهایم و به تو ارادت میورزیم.
راضیم بدشنامی گر یاد کنی ورنهتا عمر بود باقی مانیم دعا گویت
هوش مصنوعی: من راضیام که حتی اگر به من ناسزا بگویی، زیرا یاد تو برایم با ارزشتر از هر چیزی است. اگر هم که اینطور نیست، تا زمانی که زندهام، برایت دعا میکنم.
ما با دو جهان کردیم قسمت همه عالم راایشان و جهان ای جان مائیم و یکی مویت
هوش مصنوعی: ما به دو دنیای مختلف تقسیم کردیم، همه چیز به ایشان تعلق دارد و در این دنیا فقط تویی و یک تار موی تو.
زلف تو دریغ آید ای جان که به باد افتدتدبیر که هم حیف است گر گل شنود بویت
هوش مصنوعی: زلف تو حیف است که به باد برود، ای جان. تدبیر همکار نکرده و این واقعاً ناراحتکننده است اگر گل بویی از تو بشنود.
گر من دل خود جویم در کوی تو نگذاریمپسند جفا چندین بر عاشق دلجویت
هوش مصنوعی: اگر من دل خود را در کوی تو جستجو کنم، تو آن را نخواهی گذاشت. این بی مهری و ظلم را بر عاشق دلجو نپسند.
گویند کمال این ره تا چند همی پوییتا هست تک و پویی ماییم و تک و پویت
هوش مصنوعی: میگویند که برای رسیدن به کمال در این مسیر، هنوز باید مدت زیادی را تلاش کنی. تا زمانی که تو به تنهایی در این راه هستی، ما نیز به تنهایی و با روحی تکافتاده در کنارت خواهیم بود.