شمارهٔ ۲۴۸
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان آرزوهای خود میپردازد. او از عشق و محبت میگوید و خواستار درک و نزدیکی به معشوقش است. او اشاره میکند که آرزوی دیدار معشوق به اندازهای بزرگ است که حتی در خواب هم نمیتواند از آن چشم بپوشد. شاعر به زیبایی و لذتهای شراب و می اشاره میکند و آرزوی گفتوگو و تبادل احساسات را دارد. در نهایت، او خواهان حذف موانع و حجابهاست تا بتواند به معشوق نزدیکتر شود و پیام خود را به او برساند.
مرا با تو نقل و شراب آرزوستاز آن لب سوال و جواب آرزوست
هوش مصنوعی: من با تو نوشیدنی عشق و آرزو دارم، چون از آن لب تو سوال و جوابی پر از آرزو میچشم.
میان صفای می و شیشه بازمرا از تو جنگ و عتاب آرزوست
هوش مصنوعی: در دل خلوص و شدت زیبایی می و شیشه، تنها آرزوی من این است که از تو خصومت و سرزنش نصیبم شود.
اگر دیده دیدار جوید رواستکه نم دیده را آفتاب آرزوست
هوش مصنوعی: اگر چشمان کسی به دنبال دیدار یاری باشد، طبیعی است که اشکهای او به مانند آفتاب آرزوها و امیدهایش، روشن و درخشان باشد.
به خون گر نه ای قانع اینک جگرگرت خوردن این کباب آرزوست
هوش مصنوعی: اگر به خواستهها و آرزوهایت قانع نیستی، باید آماده باشی که برای رسیدن به آنها هزینه بدهی و حتی ممکن است دلت بشکند.
شبی آستان درت زیر سرمرا با خیال تو خواب آرزوست
هوش مصنوعی: شب، وقتی که سرم را زیر آستان در تو میگذارم، خواب آرزوهایم با یاد تو رقم میخورد.
حجاب من از پیش رو دور سازکه روی نوام بی نقاب آرزوست
هوش مصنوعی: پردهای که بر سر راهم هست را کنار بزن تا بتوانم چهره زیبا و بدون زرق و برق آرزوهایم را ببینم.
پیامی بده گه گهی با کمالکزان لب به گوشم خطاب آرزوست
هوش مصنوعی: پیامی بفرست، هر از گاهی، با زیبایی که از لبهایت برایم به گوش میرسد.