شمارهٔ ۳۰۵
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی احوالات عاشقانه و دلتنگی شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر به یاد میآورد که چگونه معشوق در گذشته دلبسته و نگران او بود، اما اکنون نسبت به او بیتوجه شده است. او به یاد میآورد که روزگاری معشوق با محبت به او مینگریسته و خوشیها را با هم تجربه میکردند، اما امروز آن حال و هوا دیگر وجود ندارد. شاعر در احساس تنهایی و درد، عشق خود را به معشوق ابراز میکند و میگوید هر زمان که او را در کنار خود دارد، احساس غم و دلتنگی به سراغش میآید. در نهایت، شاعر با حسرت به گذشته و زیباییهای آن فکر میکند.
آن بار که پیوسته به ما دل نگران بودمشغول به ما بود و ملول از دگران بود
هوش مصنوعی: در آن زمانی که دلش همیشه نگران ما بود، همواره به ما مشغول بود و از دیگران ملول و خسته شده بود.
از ما برمید و دگرانش بر بودندآری مگرش مصلحت وقت در آن بود
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر چیزی از ما گرفته شود و دیگران آن را بدست آورند، شاید این موضوع به خاطر مصلحت و منفعت زمانه باشد.
دیروز بر آن بود که بارم بنوازدامروز بر آن نیست که دیروز بر آن بود
هوش مصنوعی: دیروز فکر میکردم که خداوند مرا مورد نوازش قرار میدهد، اما امروز به این باور رسیدم که دیگر مانند دیروز این محبت وجود ندارد.
دوشش بگرفتم که برآرم بکنارشدیدم که سرش با من دلخسته گران بود
هوش مصنوعی: دیشب او را به خودم نزدیک کردم و وقتی او را کنار خودم داشتم، دیدم که سرش به شدت ناراحت و غمگین است.
آشفتگی زلفش و بیماری چشمشگونی که از دود دل صاحب نظران بود
هوش مصنوعی: آشفته شدن موهای او و بیماری چشمانش نشانهای از اندوهی است که در دل خردمندان ایجاد شده است.
آن دور کجا رفت که در سایه حسنشاوقات من خسته به خوبی گذاران بود
هوش مصنوعی: آن دوری که بگذشت، زمانی بود که در سایه زیباییاش، روزهایم به خوشی و آرامش سپری میشد.
میرفت و کمال از پی او رفت دل از دستبا دیده غمدیده به حسرت نگران بود
هوش مصنوعی: او میرفت و من که کمال او را میدیدم، دلم را از دست داده بودم. با چشمانی پر از اندوه و نگران به او نگاه میکردم و در حسرت بودم.