تناجی
کمال خجندی

شمارهٔ ۳۶۰

پیش روی تو ماه را چه وجودکه رخ تست ما هو المقصود
در شب قدر ابروان تراهمه محراب‌ها برند سجود
آید از زلف تو فغان دلمهمچو آهنگ سوزناک از عود
آن دهان را کجا وجود نهندکه به بوسی نمی‌نماید جود
خاک این در شدم همین باشدحد رفتن براه نامحدود
عقد زلفت گرفتم از سر دستچند گیرم حساب نامحدود
گفته‌ی ترِ چو آبِ کمالغوطه دادند لولو منضود