شمارهٔ ۳۶۹
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و لطافت عشق و دلدادگی اشاره دارد. شاعر با اشاره به ارتباط عمیق جان و عشق، از بیخبری مردم از این احساسات سخن میگوید. او به تمایل عاشقان برای پرواز به سوی معشوق اشاره کرده و به زاهدان خشک و بیعاطفه انتقاد میکند. شاعر هشدار میدهد که مبادا دیگران عشق و محبت را تحت تاثیر قرار دهند و بر اهمیت حفظ محبت و عاطفه تاکید میکند. در نهایت، شاعر با اشاره به زیبایی و ویژگیهای معشوق، از خوشایندی عشق و زیباییهای آن سخن میگوید.
جان و لبش از صبح ازل همنفسانندغافل ز نفسهای چنین هیچ کسانند
هوش مصنوعی: حیات و لبخند او از آغاز آفرینش با هم پیوند خوردهاند و هیچکس از نفسهای اینچنینی غافل نیست.
گره لب از بی سببی نیست بسی خالآنجا شکری هست که چندین مگسانند
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگر لبهایمان از بیسبب گره خورده است، به این دلیل است که بر روی آنها خالهایی وجود دارد که توجه بسیاری را جلب میکند. در واقع، زیبایی و جذابیت خاصی وجود دارد که باعث میشود بسیاری به آن توجه کنند.
پروازگه کوی تو دارند تمناز آن روز که مرغ دل و جان هم قفسانند
هوش مصنوعی: پرندگان و دلهای عاشق همیشه آرزو دارند به سوی تو پرواز کنند، از زمانی که جان و دل آنها به بند قفس گرفتار شده است.
هر زاهد خشکی چه سزاوار بهشت استشایسته آتش شمر آنها که خسانند
هوش مصنوعی: زاهدان خشکمغز که تنها به ظاهر عبادت میکنند، لیاقت بهشت را ندارند و بهتر است که عذاب را بپذیرند، زیرا آنان که در عمق وجود خود خسیس هستند.
مگذار که رویند رهت خلق به مژگانترسم که کف پای ترا چشم رسانند
هوش مصنوعی: بگذار که دیگران در مسیر تو قدم نزنند، زیرا نگرانم که چشمان آنان به پاهای تو برسد و تو را تحت نظر قرار دهد.
از بندگی سرو قدت غنچه دهانانچون سوسن آزاده همه رطب لسانند
هوش مصنوعی: از خدمت کردن به زیبایی تو، گلهای لب مانند گلهای سوسن آزاد و خوشبو، همه پر از لذت و شوق هستند.
بگذشت بصد بیم کمال از سر آن کویکز زلف و دوچشم تو شب است و عسسانند
هوش مصنوعی: گذر کردم از بیم و نگرانیهای بسیاری به خاطر تو، در آن کوی که زلف و چشمانت شب را مانند و پر از زیبایی میسازند.