شمارهٔ ۳۸۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیباییهای معشوقهاش اشاره میکند و از تأثیر چشمها و ابروهای او بر خود سخن میگوید. او بیان میکند که زیبایی چشمان معشوق مانند نرگس خوابآلود است و ابروی او حس شکنندگی را به تصویر میکشد. شاعر از درد و رنجی که از جدایی و جفا احساس میکند، یاد میکند و در عین حال به امید دیدار دوباره، از زیباییها و اثرات محبت سخن میگوید. احساس شوق و تهییج ناشی از عشق در این شعر به خوبی احساس میشود و شاعر آرزوی نزدیکی به معشوق را با توصیفهای دلنشینی بیان کرده است.
چشم مستت گو شمال نرگس پر خواب دادطاق ابرویت شکست گوشه محراب داد
هوش مصنوعی: چشم زیبایت مانند شمال، خوابآور و مستکننده است و ابروی قوسدار تو به زیبایی، شکلی مانند گوشهی محراب به خود گرفته است.
گر جفا اینست کز زلف تو بر من میرودعاقبت پیش تو خواهم دامن او تاب داد
هوش مصنوعی: اگر این بیمحلی و ستم از سوی توست که به خاطر زلفهایت به من میرسد، در نهایت من باید این مشکل را تحمل کنم و به تو نزدیک شوم.
گفته دادی بخواه از غمزه خونریز ماگوسفند کشتنی چون خواهد از قاب داد
هوش مصنوعی: تو به من گفتهای که از زخم و درد ما شکایت کنم، همانند گوسفندی که برای کشتن به ذبحگاه میبرند. وقتی که ظلم و جفا به من میرسد، آیا از من انتظار داری سکوت کنم؟
روشن است امشب شب ما گوئی آن مه پاره بازپاره ای از نور روی خویش با مهتاب داد
هوش مصنوعی: امشب روشنایی خاصی دارد، انگار که ماه با نوری که از چهرهاش ساطع میکند، دل شب را روشن کرده است.
پیش چشم او بمیرم کو به بیماران خویشاز تبسم شکر از لب شربت عناب داد
هوش مصنوعی: من جلو چشم او جان میدهم، چون او به بیمارانش با لبخند شیرینش، شربت خوشمزهای مانند عناب میدهد.
با خیال آنکه دوزد دیده در رویش کمالیک به یک دوشینه سوزنهای مژگان آب داد
هوش مصنوعی: بر اساس خیال اینکه با دقت به چهرهاش نگاه کنم و زیباییاش را ببینم، مثل قطرههای آب که از مژهها سرازیر میشوند، اشتیاق و احساس عمیقی را تجربه کردم.