شمارهٔ ۳۹۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و راهی است که فرد باید برای رسیدن به عشق حقیقی طی کند. شاعر میگوید که هر کس بخواهد به او اقتدا کند باید آماده باشد که جانش را فدای عشق کند و همه چیز را در این راه از دست بدهد. او به دشواریهای زندگی و حسرتهای مربوط به عشق اشاره میکند و میگوید اگر کسی دربارهاش بد بگوید، این حرفها بیاساس هستند. همچنین از تنهایی و چالشهای زندگیاش میگوید و در انتها به این نکته اشاره میکند که اگر کسی به کمال برسد، باید دوباره زندگی را از نو شروع کند.
در راه عشق هر که بمن اقتدا کندباید که سر ببازد و جان را فدا کند
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، هر کسی که به من پیوسته و دنبالکنندهام باشد، باید آمادهی دست کشیدن از همه چیز و فدای جان خود باشد.
دیوانه وار خانه هستی کند خرابهر کو اساس عشق حقیقی بنا کند
هوش مصنوعی: به طرز افراطی، کسانی که عشق واقعی را پایهگذاری کنند، خود را ویران میکنند.
باری گزیده ایم که در حاصل حیاتسر کنیم در سر کارش کرا کند
هوش مصنوعی: خلاصه اینکه، ما تصمیم گرفتهایم که در زندگیمان به کار و تلاش بپردازیم و ببینیم چه کسی میتواند در این مسیر به ما کمک کند.
در حق من رقیب اگر گفت تهمشیصاحب نظر هر آینه این افترا کند
هوش مصنوعی: اگر رقیب درباره من بیاندیشد و نظری بدهد که به من اتهام بزند، مطمئناً او به من ظلم کرده و نادرست قضاوت کرده است.
روزی ز روی لطف نپرسی که این غریببی ما چگونه میگذراند چها کند
هوش مصنوعی: روزی به خاطر مهربانیات نپرس که این غریب بدون ما چطور روزگار میگذرانید و چه کار میکند.
وقتی ندانی از سر کویت شنیدمیکوهاتفی که بازم از آنجا ندا کند
هوش مصنوعی: وقتی نمیدانم از کجای کویت خبر رسید، که دوباره از آنجا صدایی به گوش میرسد.
سی ساله بندگی کمال ار قبول نیسترفت آنچه رفت باز زند ابتدا کند
هوش مصنوعی: اگر سی سال بندگیام پذیرفته نمیشود، دیگر مهم نیست که گذشته چه گذشت، باز باید از نو شروع کنم.