شمارهٔ ۳۹۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیعدالتی و درد و رنجی که از سوی دوستان و نزدیکان میکشد، اشاره میکند. او از آزادی مردی صحبت میکند که پس از تحمل سختیها به آرامش رسیده است و میپرسد که چه فایدهای از میهمانی بیرحمی که به ما آسیب میزند، وجود دارد. همچنین به عشق شیرین و کشتن فرهاد اشاره میکند و میگوید که هرگز فراموش نخواهد شد، به ویژه زمانی که یاد او در دلش خواهد ماند. او احساسات عمیق خود را ابراز میکند و میگوید که نمیخواهد یاد کسی که دور است، فراموش شود. در نهایت، او به بیاحساس بودن سلامی که نمیتواند بفرستد، اشاره میکند و بیان میکند که چه شگفتانگیز است که از دل خونینش نیز نامهای مینویسد.
دگر گفتی نجویم بر تو بیدادمبارک مرد و آنگه کردی آزاد
هوش مصنوعی: تو دوباره گفتی که به ستم بر تو نمینگرد، ای مردِ خوب بخت، و سپس تو را رها کردی.
چه منت باشد از میاد بیرحمکه پای مرغ بسمل کرده بگشاد
هوش مصنوعی: چه انتظاری میتوان داشت از میدان بیرحم که پاهای مرغی را که به نازکی جراحت زیر تیغ رفته آزاد کرده است؟
چه حاصل زآنکه شیرین از لب خویشپس از کشتن دهد حلوای فرهاد
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که کسی پس از کشتن، از لبان شیرینش حلوایی به دیگران بدهد؟
فراموشم نخواهی شد چو الحمددر آن دم که به تکبیر آوری باد
هوش مصنوعی: وقتی که در آن لحظه که با صدا و انرژی خاصی دعا میکنی، یاد من از خاطر نخواهی برد.
به بادت می فرستم خدمت و بازنمی خواهم که بر تو بگذرد باد
هوش مصنوعی: من پیامم را به تو میفرستم و نمیخواهم که باد پیامم را با خود ببرد و از تو دور کند.
شدم خاک و به هر سو برد بادمکسی کز دوست دور افتد چنین باد
هوش مصنوعی: من به حالت خاکی در آمدم و باد مرا به هر سمتی میبرد، کسی که از دوست دور میشود، به چنین حالتی دچار میشود.
کمال از خون دل تر سازه نامهسلام خشک چون نتوان فرستاد
هوش مصنوعی: کمال را با رنج و درد دل بوجود آورده و نامهای برای سلام فرستاده، هرچند به دلیل مشکلات نمیتوان آن را به راحتی ابلاغ کرد.