شمارهٔ ۴۶
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به مدح و ستایش کسی میپردازد و از او عذرخواهی میکند که به خاطر دیرنوشتن نامهاش، ممکن است خدایان و دعاگویان او را ببخشند. او بیان میکند که سخنانش همچون آب جاری زیبا و دلنشین بوده است و آرزو دارد که در خرمی و نزدیکی به معشوقش، تا به خلوت او برسد.
قطعه مدح تو گردید ترک شد مکتوبعفو فرما ز دعاگو که قلم دیر کشید
هوش مصنوعی: مدح و ستایش تو به پایان رسید و به همین خاطر نامهای که درخواست عفو میکند، نوشته نشده است. از تو خواهش میکنم که به دعا کنندگان ببخشی، چون نوشتن آن کمی طول کشیده است.
ورنه آن گفته چون آب روان بود چنانکه ببوسید خاک قدمت خواست دوید
هوش مصنوعی: اگر آنچه را که او گفت به اندازه آب روان و زلال بود، آنگاه با کمال میل و احترام زمین را میبوسید و برای نزدیک شدن به تو به سرعت میدوید.
تو روانی سخن بین که ز دروازه شهرتا در خلوت خاص تو بسه ماه رسید
هوش مصنوعی: تو اهل گفتگو هستی و میدانی که از دروازه شهر تا مکان خصوصی و دور از جمع تو، سه ماه طول کشیده است.