شمارهٔ ۶۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از جستجوی یاری و محبت یک پسر صحبت میکند و به علاقهاش به او اشاره میکند. او به بیگناهی این پسر اشاره کرده و آرزوی آزادی او از دردها و مشکلات مکتب را میکند. شاعر نیت دارد که هر بار برای نماز از مکتب بیرون بیاید و به سمت جیحون برود تا لبهای آن پسر را بیابد.
جستم از یاری نشان آن پسرکاب حیوانست جویای لبش
هوش مصنوعی: به دنبال نشانهای از یاری هستم که آن پسر، مانند حیوانی گرسنه، در جستجوی لبانش است.
گفت بیگناهان بجیحونش طلبکان زمان باشد خلاص از مکتبش
هوش مصنوعی: گفتند بیگناهان را در جیحون طلب کنید، زیرا آن زمان میتواند نجات از درس و تعلیماتش باشد.
هر نماز دیگری آیم برونجانب جیحون و جویم لب لبش
هوش مصنوعی: هر بار که به نماز میروم، به سوی رود جیحون میروم و غوغای زندگیام را در لبهای او جستوجو میکنم.