شمارهٔ ۴۴
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر با محبوب خود گفتگو میکند. او از زیبایی و جذابیت محبوب میگوید و در پاسخ به او، محبوب ابراز میکند که عشقش همچون گردی در چشمش است. شاعر از محبوب میخواهد که به او برگردد و محبوب در جواب میگوید که او را دلباخته کرده است. در نهایت، شاعر به زندگی خود اشاره میکند و میگوید که حالا جانش را تسلیم عشق کرده است.
گفتم قمرت گفت به چشمش گردیگفتم شکرت گفت به چشمش خوردی
هوش مصنوعی: وقتی گفتم زیباییات خیرهکننده است، او در پاسخ گفت که در چشمانش اثر کردهای. و وقتی از او تشکر کردم، او گفت که این تاثیر به خاطر زیبایی چشمانش بوده است.
گفتم بازآ گفت که باز آرودیگفتم مردم گفت کنون جان بردی
هوش مصنوعی: گفتم که برگرد، او گفت که تو دوباره تو را برمیگرداند. گفتم که من مردهام، او گفت حالا جان من را گرفتهای.