تناجی
کمال خجندی

شمارهٔ ۵۱۴

مریض عشق بتان را بر طبیب نباشدباتفاق طبیبی به از حبیب نباشد
امید هست که بار از درم چو بخت در آبداگر چنانچه بد آموزی رقیب نباشد
ز ناله های حزیثم مترس و روی مپوشانکه این معامله گل را به عندلیب نباشد
تو در زمانه غریبی بلطف و بنده نوازیگر التفات غریبان کئی غریب نباشد
نسیم باد صبا را بگاه عطرفشانیبه حلقه های سر گیسوانت طیب نباشد
مکن ملامتم ای پارسا که دلشدگان رابر مجادله ناصح و ادیب نباشد
بخوردن غم دل غم مخور کمال که کس رازخوان دولت خوبان جزاین نصیب نباشد