شمارهٔ ۵۴۲
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر به ابروی زیبا و خمیدهی معشوق اشاره میکند و میگوید که هر جا نام او برده شود، از جمال و زیبایی معشوق کاسته نمیشود. شاعر با استفاده از تشبیهاتی مانند "مور سلیمان" به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و ابراز میدارد که دلباختگی او موجب شده که عمرش بدون همراهی و دلخوشی بگذرد. همچنین، شاعر به درد و رنجهای خود اشاره کرده و میگوید که این درد در غم معشوق خوشایندتر است، اما وقتی معشوق دور میشود، اشکهایی که میریزد، مداوم و فراوان است. در نهایت، شاعر به فضایل معشوق و بوی خوش او اشاره میکند که در جهان پخش شده است.
هر کجا ذکری از آن ابروی پرخم می رودگر رود آنجا حدیث ماه نو کم می رود
هوش مصنوعی: هر جا نام و یاد آن ابروی خوشفرم و زیبایی به میان بیاید، کمتر از آن خبر زیبای ماه نو میزنند.
گوئیا مور سلیمان است خط گرد لبشکانچنان گستاخ بر بالای خانم می رود
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که خطی که دور لب او را فرا گرفته، مانند موریانه سلیمان است که به این شکل با جسارت بر روی چهره خانم میزند.
دی جدا از همدمان میشد براهی گفتمشحیف ازین عمری که بی باران همدم میرود
هوش مصنوعی: دیگر از همراهان جدا میشد، و من به او گفتم: افسوس به این عمر که در این سفر بدون باران و همراهی میگذرد.
دولت دردت چه خوش بودی بغم یکجا مقیملیک چون درد تو می آید ز دل غم می رود
هوش مصنوعی: خوشی و خوشبختی تو دردی را که داری، همیشه در کنار غم قرار دارد. اما هنگامی که درد تو از دل بیرون میآید، غم هم به یکباره از بین میرود.
تا تو رفتی میرود از چشم ما پیوسته آبهر کجا جان می رود از پی روان هم می رود
هوش مصنوعی: زمانی که تو رفتی، هر لحظه اشک از چشمان ما میریزد و هر کجا که جان میرود، این اشکها نیز ادامه پیدا میکنند.
خاک آن در درنظر وین طرف گریانم هنوزکعبه پیش چشم و آب از چشم زمزم می رود
هوش مصنوعی: خاک آنجا در ذهن من باقی مانده و من هنوز در این طرف اشک میریزم، در حالی که کعبه جلوی چشمانم است و آب چشمه زمزم همچنان از چشمانم سرازیر میشود.
گرچه بکجائی چو مجمر پای در دامن کمالطیب انفاس تو در اطراف عالم می رود
هوش مصنوعی: هرچند که در جایی نامناسب هستم، اما بوی خوش نفسهای تو در سراسر جهان پخش شده و تأثیر خود را میگذارد.