تناجی
کمال خجندی

شمارهٔ ۶۵۱

کجا کنند به تیغ از تو عاشقان اعراضز شمع باری پروانه کی برد مقراض
بیا که بر تو کم عرض سوز و در نهانکه از طبیب نپوشند خستگان امراض
به لعل و در نکند نسبت آن لب و دندانکه لطف جواهر شناسد از اعراض
دل کدام ریاضت بود قوی تر از آنتو مستعد نظر شو کمال و قابل فیض
سواد چشم من از گریه شد تر و ابترکنون محرر اشکم همی برد به بیاض
چو بوی دوست شنیدیم و کوی او دیدیمدگر هوای ریاحین چرا کنیم و ریاض