شمارهٔ ۷۵۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوقی است که بهشتگونه و دلربا توصیف شده است. شاعر از لحظهای خوش صحبت میکند که نسیم عشق از روضهی محبوب به او میوزد. معشوق با چشمان سیاهش، زیباتر از نرگسها به نظر میرسد و عشق او تاثیری عمیق بر شاعر دارد. او با اشکها و حسرتهایش، به درگاه معشوق التماس میکند و امید دارد که روزی به دیدار او نائل شود. شاعر با قلبی عاطفی به عشق و زیبایی معشوق اقرار میکند و در آرزوی بوسیدن قدمهای او است. در نهایت، او از معشوق میخواهد تا قدمی به سوی او بردارد و محبتش را نشان بدهد.
صحبت یارِ بهشتیست پُر از ناز و نعیمای خوش آن دم که به ما آید از آن روضه نسیم
هوش مصنوعی: گفتوگوی محبوب بهشتی پر است از ناز و آسایش؛ چه خوب است آن وقتی که نسیم خوشی از آن باغ به سمت ما بیاید.
حور چشم سیهش خواند به از نرگس و گفتنتوان خوانْد ازین بِهْ که سوادیست سقیم
هوش مصنوعی: چشم سیاه او به مراتب زیباتر از نرگس است و گفت که از این زیبایی نمیتوان بهراحتی انتقاد کرد، چرا که نقصانی در آن وجود دارد.
نیست خاک در او خالی از آمدشدِ اشکرو نهاد سایلِ افتاده به درگاه کریم
هوش مصنوعی: در وجود او هیچ نقطهای از خشکی و بیحسی نیست؛ اشکها به حس و حال دلش افزوده و او خود را در برابر درگاه بخشنده و مهربان قرار داده است.
میکنم بام و در دیده به خون مژه نقشتا شوی ار پی نظاره در آن گوشه مقیم
هوش مصنوعی: دیدهام را به اشک خویش میآلایم تا اگر تو همچنان در آن گوشه بمانی، قادر باشی مرا مشاهده کنی.
یک دلی دارم و خواهد ز من آن غمزه و خالتیغ هندیست چو در پیش تو سازش به دو نیم
هوش مصنوعی: من یک دل دارم که آن غمزه و خال زیبا به من رو کرده و مثل تیغ هندی است. وقتی که تو در برابر من باشی، این دل به دو نیم میشود.
دیده نقش دهنت دل به رخت فال گشادبیملامت کشد از عشق تو چون آید میم
هوش مصنوعی: چشمانم تصویر لبهای تو را میبینند و دل من به خاطر زیباییهای تو، بدون هیچگونه سرزنشی آماده پذیرش عشق تو است؛ زیرا هنگامیکه میمی (مایی) از عشق تو در میآید، این احساس را به وجود میآورد.
بر قدمهای تو خواهد که زند بوسه کمالباز بنما قدمی خاصه به مشتاق قدیم
هوش مصنوعی: بر روی پای تو میخواهد بوسهای به کمال بزند، پس قدمی خاص برای عاشق قدیمیات بردار.