شمارهٔ ۸۴۱
هوش مصنوعی: شاعر در این بیتها به زیبایی و رابطهی عاشقانه اشاره میکند. او از زندگی در نزد دلبر و لذتهای وصال صحبت میکند، مانند جمع کردن گل از باغ عشق و چشیدن شراب وصال. دلبرش را به زیبایی آهو توصیف کرده و به تمنا از بوسهای از لبان او میپردازد. همچنین، او نگران است که زیبایی دلبر باعث شرمنده شدن دیگران گردد. در نهایت، شاعر به احساس درد و رنج ناشی از عشق و به ستوه آمدن از جفاهای دلبر اشاره میکند و از خود میپرسد که تا چه زمانی باید در برابر این جور به سر برد.
خوشا در کوی دلبر آرمیدنگل از گلزار وصل بار چیدن
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که در کوچهی معشوق استراحت کند و از گلزار وصال عشق، گلها را بچیند.
نگار خویش را در بر گرفتنشراب وصل از لعلش چشیدن
هوش مصنوعی: یعنی معشوق خود را در آغوش کشیدن و از زیبایی او مانند نوشیدن شراب لذت بردن.
مرا باشد دلارامی پریرویکه چون آهو بود خویش رمیدن
هوش مصنوعی: من دلتنگ دلبر زیبایی هستم که مانند آهو سریع و فراری است.
تمنا میکنم چون از لبش بوسبود کارش به دندان لب گزیدن
هوش مصنوعی: از او خواهش میکنم که وقتی لبش را میبوسم، به خاطر عشق و شوقی که دارم، دندانم را بر لبش نزنم.
شود شرمنده سرو از قامت اوکند در باغ چون عزم چمیدن
هوش مصنوعی: سرو از زیبایی و قامت او شرمنده میشود و زمانی که او به باغ میرود، گویی قصد نشستن و چمیدن دارد.
ولیکن بسکه می باشد دلازارز جورش باید از جان دل بریدن
هوش مصنوعی: با این وجود، چون شراب او بسیار است، دل باید از عشق او جدا شود، حتی اگر این کار دشوار باشد.
کشیدم دوش دل در پای او گفتکمال از جور تا کی سر کشیدن
هوش مصنوعی: دل را به دوش کشیدم و در پای او قرار دادم، گفت که تا چه زمانی باید به خاطر ناملایمات و سختیها سرپیچی کنم.