شمارهٔ ۹۶۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت آیت حسن است که شاعر آن را با مابقی خوبان جهان مقایسه میکند. شاعر میگوید که هرچند دیگران نیز زیبا هستند، اما مانند حسن او وجود ندارد. او از عشقش به حسن و درد فراق سخن میگوید و با اشاره به آتش عشق، به خاطر نبودن امید وصال ناله میکند. در نهایت، شاعر از حسن میخواهد که به او نگاهی رحمتآمیز بیندازد و به کمال زیبایی خود اشاره میکند.
ای آیت حسن از رخ خوب تو مثالیاز رنگ رخت دفتر گل نقش خیالی
هوش مصنوعی: ای نشانه زیبایی، از چهره نیکویت، مانند رنگ رخسارت، دفتر گل را به تصاویر خیالی درآوردهای.
خوبان جهان حسن دل افروز و ملاحتدارند و لیکن نه چنین حسن و جمالی
هوش مصنوعی: زیباییهای دنیا، دلها را روشن میسازند و جذابیت دارند، اما هیچکدام به این اندازه زیبا و دلانگیز نیستند.
عودیست دل سوخته بر باد وصالتکز آتش هجران تو اش نیست ملالی
هوش مصنوعی: دل سوختهای دارم که با یاد تو در تب و تاب است و از آتش جداییات هیچ ناراحتی ندارد.
با آنکه بود آتش لعل تو جگر سوزهرگز نبود خوشتر ازو آب زلالی
هوش مصنوعی: با وجود اینکه آتش لعل تو بسیار سوزان و دردآور است، اما هیچ چیز شیرینتر و خوشایندتر از آب زلال و خنک نیست.
عمریست که بر باد هوا می گذرانیمزیرا که نباشد ز تو امید وصالی
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که عمر خود را بیهوده میگذرانیم، چرا که هیچ امیدی به وصال تو نداریم.
باری به کمال از سر رحمت نظری کنامروز که حسن تو گرفتست جمالی
هوش مصنوعی: امروز از روی رحمت به من نظری کن که زیبایی تو، زیبایی خاصی به خود گرفته است.