شمارهٔ ۹۷۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و لطافت صبا (باد صبحگاهی) اشاره میکند که با خودش بوی معطر عشق و زیبایی را میآورد. او به تحسین زلف محبوب و اثر آن بر دل و جان میپردازد و میگوید که حتی اگر صبا به زودی برود، باز هم زیباییاش در دلها باقی میماند. شاعر همچنین به شادی و عشق در هر لحظهای که صبا میوزد، اشاره کرده و به نوعی از خود میپرسد که چه زمانی باید این زیبایی را تحسین کرد. در نهایت، او میگوید که هر کس جانی دارد، با شنیدن صدای موسیقی در جشن و شادی به سرور میآید و از آن لذت میبرد.
ای صبا بر خاک کوی یار ما خوش میرویشبه سراندازان بر آن زلف دوتا خوش میروی
هوش مصنوعی: ای نسیم، تو که بر خاک کوی محبوب ما میگذری، با چه زیبایی و لطافت میروی، مثل پردههای شب که بر آن موهای دوشاخه قرار میگیرد.
میروی و باز میگویی به زلفش خال ماگرچه میگویی پریشان ای صبا خوش میروی
هوش مصنوعی: تو میروی و هنوز میگویی که در زلف او نشانهای از ما هست، هرچند که میگویی ای نسیم، او پریشان و آشفته است، اما تو در رفتن خود خوشحالی.
واعظا تحسین خود تا کی که خوشها میرومگر به زودی میروی از پیش ما خوش میروی
هوش مصنوعی: ای واعظ، تا چه زمانی خود را میزنی به نیکویی و زیبا صحبت میکنی؟ من که به زودی میروم، اگر بهزودی از نزد ما بروی، خوش به حالت میشود.
ناوکش چون میرود در سینه میگوید دلمگر از آن مژگانی ای تیر بلا خوش میروی
هوش مصنوعی: وقتی تیر عاشقانه به سینه میزند، دل از دردش میگوید و آرزوی آن را دارد که کاش آن تیر به دست آن مژگان زیبا پرتاب شده باشد.
میروی در جان همه وقتی و میآید خوشمزآنکه تو آب حیاتی دایما خوش میروی
هوش مصنوعی: تو با حضور همیشگیت در دلها زندگی را جاری میکنی و برای من خوشایند است که تو بهسان آب حیات دائماً در حال رفت و آمد هستی.
گر قباپوشی چو غنچه ور کله هم لالهواربا کله خوش می برآنی در قبا خوش میروی
هوش مصنوعی: اگر لباس زیبایی به تن کنی و مانند غنچه یا لاله سرخ با ناز و شادی در جمع حاضر شوی، در حقیقت جلوهای دلانگیز و زیبا از خود به نمایش میگذاری.
گر رود مطرب به بزمی خواند ابیات کمالهر کرا جانیست گوید مطربا خوش میروی
هوش مصنوعی: اگر نوازنده به مجلس برود و شعرهای زیبا بخواند، هر کس که جان و روحی دارد به او میگوید: ای نوازنده، تو به خوبی و زیبا عمل میکنی.