شمارهٔ ۱۰۰۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به جدایی و انتظار برای رساندن به محبوب اشاره میکند. او از وضعیت سختی که در آن به سر میبرد، ابراز ناامیدی و سردرگمی میکند و از بخت خود میخواهد راهی برای رهایی نشان دهد. شاعر به دل خود میگوید که از نامیدی نباید به خداوند دوری کند و همچنین تأکید میکند که نمیتواند آرزوها و خواستههای خود را فراموش کند. او مشتاق است و دغدغهاش این است که با وجود فاصلهها، عشقش را فراموش نکند.
تن در پی جان میرود ای بخت کجاییموقوف تو ماندیم که راهی بنمایی
هوش مصنوعی: تن انسان به دنبال جانش میگردد؛ ای بخت، کجایی؟ ما در بلاتکلیفی ماندهایم و نمیدانیم چه راهی را باید برویم.
از کار فرو بسته در هم شده مالطفی بنمایی گرمی باز گشایی
هوش مصنوعی: اگر با مهربانی دستی به یاری ما بگشایی و مشکلاتی که به هم انباشته شدهاند را حل کنی، لطف بزرگی کردهای.
گویند که تعجیل مکن تا برسد وقتپیداست که تا چند بود مد جدایی
هوش مصنوعی: میگویند عجله نکن و منتظر باش تا زمان مناسب برسد. مشخص است که جدایی چه مدت ادامه خواهد داشت.
ای دل مکن اندیشه از این راه که صعب استنومید نشاید شدن از لطف خدایی
هوش مصنوعی: ای دل، نگران این راه دشوار نباش، ناامیدی از رحمت خداوند جایز نیست.
دیگر ندهم دامن مقصود خود از دستگر یابم از این واقعه سب رهایی
هوش مصنوعی: دیگر نمیگذارم که هدفم از دست برود، اگر از این ماجرا نجات یابم.
گفتی که کمالا مکن اندیشه رفتنآیا من مشتاق کجا و تو کجایی
هوش مصنوعی: تو گفتی که هرگز به فکر رفتن نباش، اما آیا من مشتاق و دلباخته هستم و تو کجا هستی؟