شمارهٔ ۱۰۳۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دوستی است و بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوقش میباشد. شاعر به زیبایی و ویژگیهای معشوقش اشاره میکند و او را از هر چیزی ارزشمندتر میداند. او بیان میکند که بدون وصل معشوق نمیتواند زندگی کند و زندگی را چون عمر گذران مییابد. در انتها نیز اشاره به این دارد که اگرچه دلتنگی و غم عشق او را رنج میدهد، اما امیدوار است که در نهایت به آرزویش برسد.
سیمین بدنی سرو قدی پسته دهانیهر وصف که آید به زبانم به از آنی
هوش مصنوعی: عشق به زیباییهای او، به قد و قامت باشکوهش و به لبهای دلنوازش مرا به وصفهایی وادار میکند که هیچکدام به اندازهی واقعیات او دلنشین نیستند.
آرام دلی دفع غمی مرهم دردیبار کهنی عمر نویی مونس جانی
هوش مصنوعی: آرامشی به دل میبخشد که دردهای قدیمی را میزداید و زندگی تازهای را به همراه میآورد، همدمی برای روح انسان است.
گر دوست بود جان و جهان نیز خوش ای دوستتو دوستتر از جانی و خوشتر ز جهانی
هوش مصنوعی: اگر دوست باشی، زندگی و دنیا هم شیرین است؛ ای دوست، تو برای من عزیزتری از جان و خوشمنظرتری از تمام دنیا.
پیش نظر اهل دل از بس که عزیزیهمچون دهن خویش نه پیدا نه نهانی
هوش مصنوعی: در برابر دیدگان مردم با ایمان، به دلیل جایگاه ارزشی که دارد، هیچوقت مانند دهان خود انسان نه در منظر واضح است و نه در خفا.
بی وصل تو ای عمر گرامی نتوان زیستیک دم که چو عمر گذران تا گذرانی
هوش مصنوعی: زندگی بدون تو برایم ممکن نیست حتی برای یک لحظه، چون عمر به سرعت میگذرد و من نمیخواهم بدون تو بگذرانم.
غلطان سوی خاک قدمت باز بیایمصد بار چو اشکم اگر از پیش برانی
هوش مصنوعی: اگر تو اشکهای من را از خود دور کنی، من بارها و بارها به خاک پای تو بازخواهآمد.
گر عمر کمال از غم عشق تو شد آخرغم نیست گر آخر به مرادش برسانی
هوش مصنوعی: اگر عمر و زندگیام تحت تأثیر غم عشق تو به پایان برسد، نگران نیستم؛ زیرا اگر در نهایت به آنچه میخواهم برسم، برایم کافیست.