شمارهٔ ۳۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از longing (دلتنگی) و میل به وصال معشوق صحبت میکند و بیان میکند که چقدر به یاد او دلتنگ میشود. او میگوید که زیبایی و ضربههای عشق را از نگاه معشوق یاد گرفته است. شاعر همچنین به اشتباهاتی که در دنیا وجود دارد اشاره میکند و از معشوق میخواهد که به عدالت فکر کند، چرا که برقراری عدالت در زندگی مهم است. در نهایت، شاعر از زیبایی معشوقش سخن میگوید و میگوید که هیچ چیز دیگری نمیتواند جایگزین او باشد.
دلم بهانه رویت زیاد میگیردبه شوق وصل تو فال زیاد میگیرد
هوش مصنوعی: دل من همیشه به یاد تو و زیباییات دلنگران است، و به خاطر اشتیاق به نزدیکیات، زیاد به نشانهها و فالها توجه میکنم.
رخت هر آن چه ز عاشقکشی نمیداندز چشم شوخ سیاه تو یاد میگیرد
هوش مصنوعی: هر چیزی که دل عاشق را به درد میآورد و او از آن خبر ندارد، از نگاه بازیگوش و سیاه تو یاد میگیرد.
ز روی تجربه مغروری از جهان غلطستکه دهر هر چه به هر کس که داد میگیرد
هوش مصنوعی: از روی تجربه میتوان فهمید که به دنیا فخر کردن بیفایده است، زیرا زمان هر چیزی را که به کسی میدهد، در نهایت پس میگیرد.
تو شاه کشور حسنی ولی عدالت کنکه شاه مملکت از عدل و داد میگیرد
هوش مصنوعی: تو پادشاه سرزمین خوبی، اما عدالت را فراموش نکن؛ زیرا قدرت پادشاهی بر اساس انصاف و عدل استوار است.
به غیر رخ منما پیش دیده (صامت)که شعله غمش اندر نهاد میگیرد
هوش مصنوعی: به جز چهرهام را به کسی نشان مده، زیرا که آتش غم در دلش شعلهور میشود.