شمارهٔ ۱۰ - در عدل انوشیروان
هوش مصنوعی: در آذربایجان حاکمی ظالم و جبار به نام نوشیروان بر مردم ظلم میکرد. زنی یتیمپرور به دلیل ظلم حاکم بیخانمان شد و به دربار نوشیروان رفت تا حق خود را بگیرد. نوشیروان از حال او دلسوزی کرد و حاکم ظالم را به مجازات رساند. زینب، دختر علی (ع)، در زمان حکومت عبیدالله که باز هم مورد ظلم قرار گرفت، با جانبداری از برادرزادهاش علی بن حسین، به عبیدالله اعتراض کرد و خواستار احترام و جلوگیری از ظلم شد. او به عبیدالله گفت که اگر قتل برادرزادهاش او را خوشحال میکند، او خودش آماده است که کشته شود. این حکایت از مظلومیت زینب و پیروزی حق بر باطل را به تصویر میکشد.
بود اندر ملک آذربایجانحاکمی از جانب نوشیروان
هوش مصنوعی: در سرزمین آذربایجان، حاکمی وجود داشت که از طرف نوشیروان به حکومت منصوب شده بود.
در حکومت ظالم و جبار بودطاغی و یاغی و بدکردار بود
هوش مصنوعی: در زمان حکومت ستمگر و قدرتمند، افراد سرکش و بدرفتار وجود داشتند.
بر عموم خلق از برنا و پیرظلم میکرد از صغیر و از کبیر
هوش مصنوعی: او به همه، چه جوان و چه پیر، ظلم میکرد و هیچکس از او در امان نبود، حتی کوچک و بزرگ.
پیر زالی بود در ملکش مقیمسرپرست چند اطفال یتیم
هوش مصنوعی: در یک سرزمین، پیرمردی به نام زال زندگی میکرد که وظیفه سرپرستی چند کودک یتیم را بر عهده داشت.
داشت ملکی آن زن افسرده حالاز پی قوت معاش ماه و سال
هوش مصنوعی: زن ناراحت و غمگینی برای تأمین نیازهای زندگی خود در تلاش بود و به دنبال راهی برای گذران زندگیاش در طول ماهها و سالها بود.
ظلم حاکم قلب وی پرخون نمودملک را از دست وی بیرون نمود
هوش مصنوعی: ستم و ظلم حاکم باعث شد که دل او پر از غصه و درد شود و سلطنت و قدرت از دست او خارج گردد.
شد مسافر آن زمان بیخانماناز تظلم در بر نوشیروان
هوش مصنوعی: در آن زمان که مسافر به خاطر ستم و بیپناهی، در برابر نوشیروان به سر میبرد، به شدت آواره و بیخانه شده بود.
مدتی میبود اندر انتظارتا بدیدش روز اندر رهگذار
هوش مصنوعی: مدتی بود که در انتظار بود تا او را در مسیر ببیند.
عرض حال خویش را تقریر کردپای شاه از شکوه در زنجیر کرد
هوش مصنوعی: شکایت و وضعیت خودش را به شاه ارائه داد و به خاطر بزرگی و مقامش، مورد سرزنش و بازخواست قرار گرفت.
شاه را بر حالت وی دل بسوختآتش قهر و غضب را برفروخت
هوش مصنوعی: دل به حال شاه سوخت و آتش قهر و خشم را در او شعلهور کرد.
آن امیر جور را حاضر به پیشکرد شاه اندر سریر عدل خویش
هوش مصنوعی: امیر ظالم را به جلو آورد تا شاه در جایگاه عدالت خود قرار گیرد.
اول اندر پیش چشم خاص و عامکرد در تحقیق مطلب اهتمام
هوش مصنوعی: او در ابتدای کار، با تلاش و دقت، توجه همه را به خود جلب کرد.
چون معین شد خطایی آن امیرحکم بر جلاد داد آن بینظیر
هوش مصنوعی: وقتی خطایی از آن امیر مشخص شد، او فرمان داد تا جلاد به اجرا درآید.
در بر چشم سپاه و لشگرشزنده زنده پوست کندند از سرش
هوش مصنوعی: چشم سپاه و لشکرش به کشتن او دوخته شده بود و آنقدر از او آزار دادند و شکنجه کردند که حس میکردند روح او را از تنش خارج کردهاند.
دستگاه عدل خود آباد کردو آن زن مظلومه را دلشاد کرد
هوش مصنوعی: این جملات به معنای این است که سیستم و سیرت عدل و انصاف موجب رونق و آبادانی خود شده و همچنین باعث خوشحالی و خوشنودی آن زن بیپناه و مظلوم گردیده است.
باز برگرداند آن بیچاره زنبا امینی موتمن سوی وطن
هوش مصنوعی: زن بیچاره دوباره به وطنش برگردانده شد و کسی قابل اعتماد با او بود.
پس چرا داد دل زینب نداددر سریر سلطنت ابن زیاد
هوش مصنوعی: چرا زینب در جایگاه سلطنت ابن زیاد صدایش را بلند نکرد و دلش را بیان نکرد؟
آن زمان کان عصمت پروردگارکرد جا در مجلس آن نابکار
هوش مصنوعی: زمانی که عصمت و پاکی پروردگار در مجلس آن نابکار جا گرفت.
از هجوم کثرت نامحرمانساخت اندر گوشه خود را نهان
هوش مصنوعی: از هجوم و حضور فراوان افرادی که نا آشنا هستند، خود را در گوشهای پنهان کردهام.
گفت عبیدالله کاین افسرده کیستاین سیه بر سر برادر مرده کیست
هوش مصنوعی: عبیدالله میپرسد که این شخص ناراحت و غمگین که بر سر برادرش نشسته است، کیست و چرا اینقدر غمگین به نظر میرسد؟
یک کنیزی گفت با آن بیحیاهذه بنت علی مرتضی
هوش مصنوعی: یک کنیز با بیاحترامی گفت: این دختر علی مرتضی (علیهالسلام) است.
کف بلب آورد مانند شتراز غضب رگهای گردن کرد پر
هوش مصنوعی: غضب همچون شتر در وجودش به جوش آمده و رگهای گردنش را پر کرده است. تسلط بر هیجانش به حدی است که مانند یک لجن، بدبختی و پریشانی به بار آورده است.
گفت دیدی آخر ای دخت علیحق ز باطل گشت اکنون منجلی
هوش مصنوعی: گفتی که دیدی، ای دختر علی، حق از باطل جدا شد و اکنون روشن و نمایان شده است.
دور گیتی همرهی با ما نمودکاذبان را خائن و رسوا نمود
هوش مصنوعی: دنیا ما را همراهی کرد و در این مسیر، افرادی که ناپاک و فریبکار بودند را به خوبی رسوا کرد.
قلب زینب زین سخن شد پر ز دردبرکشید از آتش دل آه سرد
هوش مصنوعی: قلب زینب با این حرف پر از رنج و غم شد و از آتش درونش آهی سرد بیرون آورد.
گفت ای شمع کلامت بیفروغشرم کن ظالم از این قول دروغ
هوش مصنوعی: ای شمع، سخنت بینور و روشنایی است، از این حرف دروغین شرم کن.
روز محشر در بر ختمی مآبآخر ای کافر چه میگویی جواب
هوش مصنوعی: در روز قیامت، زمانی که بر پیامبر آخرین و کامل حاضر میشوی، ای کافر، چه پاسخی برای گفتن داری؟
سید سجاد محزون علیلبا عبیدالله بیشرم محیل
هوش مصنوعی: سید سجاد، که دچار غم و بیماری است، در مقابل عبیدالله، فردی بیشرم و فریبکار، قرار دارد.
گفت خاموش ای پلید بیادبهست این زن دختر شاه عرب
هوش مصنوعی: سکوت کن ای نادان و بیادب، چرا که این زن، دختر شاه عرب است.
بیش از این ظالم دلش را خون مکنهتک عرض زینب محزون مکن
هوش مصنوعی: دیگر غم و اندوه دلش را بیشتر نکن و به حرمت زینب بیپناه لطمه نزن.
کرد از قهر آن پلید نشاتینحکم بر قتل علی بن الحسین
هوش مصنوعی: از روی خشم آن موجود شرور، فرمان به قتل علی بن حسین صادر شد.
دید زینب عابد بیمار رابر سروی قاتل خون خوار را
هوش مصنوعی: زینب با دیدن عابد بیمار، به یاد قاتل بیرحم و خونخوار افتاد.
زد بسر آویخت اندر دامنشدست خود را کرد طوق گردنش
هوش مصنوعی: دست خود را بر گردن او انداخت و او را به دامن خود نزدیک کرد.
گفت با ابن زیاد سنگدلکای جهان از نار ظلمت مشتعل
هوش مصنوعی: او به ابن زیاد سنگدل گفت که ای دنیا، از آتش ظلمت روشن شدهای.
بگذر از قتل برادرزادهاممن به جای وی به قتل آمادهام
هوش مصنوعی: از کشتن فرزند برادرم بگذر، من خودم آمادهام که جانم را فدای او کنم.
کشتن وی گر کند قلب تو خوشپس مرا ای سنگدل اول بکش
هوش مصنوعی: اگر کشتن او باعث شادی دل تو میشود، پس اول تو را، ای سنگدل، بکش.
زیست یارای نوشتن خامه رامختصر کن (صامت) این هنگامه را
هوش مصنوعی: دوست عزیز، توانایی نوشتن را به طور خلاصه و مختصر بیان کن و این زمان را فرصتی برای آرامش و سکوت قرار بده.