شمارهٔ ۱۹ - نازل شدن ملک حضور فخر کائنات
هوش مصنوعی: روایت شده که روزی پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص)، به همراه همسرش ام سلمه در حجره خود بودند. در این هنگام، یکی از فرشتگان به نام احمد محمود که از گروه کروبین بود، به زمین نازل شد و خواستار دیدار با پیامبر شد. پیامبر به ام سلمه دستور داد تا خلوت کنند و در این میان، صدای حسین، نوه پیامبر، به گوش رسید که خواستار حضوری نزد پدربزرگش بود.
حسین به حجره آمد و پیامبر چنان به او محبت کرد که فرشته از این محبت حیرتزده شد. فرشته از مقام حسین سوال کرد و پیامبر او را به خوبی معرفی کرد و اعلام کرد که حسین شفیع روز قیامت است. فرشته درباره تعزیه حسین در آسمانها صحبت کرد و ضرورت اشک و عزاداری برای شهادت او را تاکید کرد.
در ادامه متن به واقعه عاشورا و مظلومیت حسین در میدان نبرد اشاره میشود و شهادت او را با جزئیات توصیف میکند، از جمله تیرزنی که باعث کشته شدن حسین شد. در پایان، فرشته به پیامبر گفت تا حسین را در روز قیامت شفیع امت خود قرار دهد و برای شیعیان رحمت و لطف طلب کند.
روایتست که روزی خلاصه کونینجناب احمد محمود سیدالثقلین(ص)
هوش مصنوعی: روزی شنیده شده که حضرت محمد (ص)، که بزرگترین و ارجمندترین انسانهاست، دست به عمل نیکو و بزرگی زد.
به حجره بود بر امسلمهاش منزلکه از فلک ملکی شد به حضرتش نازل
هوش مصنوعی: در یک اتاق، خانهای برای امسلمه وجود داشت که فرشتهای از آسمان به حضور او نازل شده بود.
پس از سلام و درود و تحیت بیحدنمود عرض به نزد رسول فرد صمد
هوش مصنوعی: پس از سلام و درود بیپایان، به حضور پیامبر بزرگ، درخواست و عرض حال کردم.
که من یکی ملکم از گروه کروبیننکردهام ز فلک تاکنون گذر به زمین
هوش مصنوعی: من یکی از موجودات آسمانی هستم و تا به حال به زمین نیامدهام و از گروه فراوانی از فرشتگان آسمانی هستم.
بسی به درک حضور تو آرزو دارمبه خدمت تو بسی عرضی و گفتگو دارم
هوش مصنوعی: من آرزو دارم که بارها در کنار تو باشم و در خدمتت باشم، زیرا حرفها و خواستههای زیادی دارم که میخواهم با تو در میان بگذارم.
شنید چون سخن وی پیمبر رحمتبه امسلمه بفرمود تا کند خلوت
هوش مصنوعی: چون پیامبر رحمت سخن او را شنید، به امسلمه فرمود تا در تنهایی و جدایی قرار گیرد.
به روی غیر چه ابواب حجره را بستندمیان حجره براز و نیاز بنشستند
هوش مصنوعی: در این بیت، به موضوعی اشاره میشود که در دنیای عشق و محبت، افرادی که به غیر میپردازند و از آنها فاصله میگیرند، در دل خود به دنبال نیاز و درخواستهای خود هستند. آنها در کانون عشق و محبت خود، به دور از دیگران نشستهاند و به درون خود و نیازهایشان تمرکز کردهاند.
که ناگهان ز در حجره شاه مظلوماننمود دیده به دیدار جد خویش عیان
هوش مصنوعی: ناگهان، از در اتاق شاه مظلومان، چشمش به دیدار جد خود باز شد و او را به وضوح دید.
ز ام سلمه چو احوال مصطفی پرسیدپی جواب شه تشنه راه چاره ندید
هوش مصنوعی: وقتی ام سلمه از وضعیت پیامبر پرسید، او که به دنبال جواب بود، راه حلی پیدا نکرد.
برای آنکه به امر نبی شتاب کنداراده کرد که آن شاه را جواب کند
هوش مصنوعی: برای اینکه به دستور پیامبر سریع عمل کند، تصمیم گرفت تا به آن پادشاه پاسخ بدهد.
شنید صوت حسین را چو سید دو سراصدای خویش برآورد از درون سرا
هوش مصنوعی: صدای حسین به گوش میرسد و او از دل خود ندا سر میدهد.
که ای حسین بیا ای تو مونس جانمبیا بیا که ز هجر تو سخت نالانم
هوش مصنوعی: ای حسین، تو که همراهم هستی، به سوی من بیا. بیا که از دوری تو به شدت دلم آرام ندارد و غمگینم.
دوان به حجره حسین شد روان و کرد سلامرسول حق ز ملک قطع کرد زود کلم
هوش مصنوعی: یک نفر به سرعت وارد اتاق حسین شد و به او سلام کرد. او به عنوان نماینده خدا، پیام را به سرعت منتقل کرد و ارتباطش را با عالم بالا قطع کرد.
بغل گشود حسین را ببر کشید چو جاننمود قامت رعناش زینت دامان
هوش مصنوعی: حسین را به آغوش گرفت، مانند اینکه جانش را در دستانش دارد. قامت زیبای او زینت بخش دامان او بود.
لبش نهاد به لب بوسه زد به تارک اونهاد سر به سر سینه مبارک او
هوش مصنوعی: او لبش را به لب گذاشت و به پیشانیاش بوسه زد و سرش را بر سینهی پاک او نهاد.
کشید دست گهی بر سلاسل مویشگهی چو سیب بهشتی نمودهی بویش
هوش مصنوعی: گاهی دست بر روی رشتههای موی او میکشید و گاهی بویی مانند بوی سیب بهشتی از او به مشام میرسید.
شد آن ملک به تعجب ز احترام حسیناگرچه آگهیش بود از مقام حسین
هوش مصنوعی: آن سرزمین به خاطر احترام حسین شگفتزده شد، حتی با اینکه از مقام و منزلت او آگاه بود.
سئوال کرد به حیرت ز خواجه لولاککه ای طفیل وجود تو خلقت افلاک
هوش مصنوعی: سوال کرد در شگفتی از خواجه لولاک که: ای موجودی که وجود تو، دلیل آفرینش آسمانها و زمینهاست، چه چیزی هستی؟
عجب محبت سختی به این پسر داریکه باشد او که تو از رتبهاش خبر داری
هوش مصنوعی: تو چقدر به این پسر علاقهمندی که میدانی او دارای چه مقام و ارزش ویژهای است.
به عضو عضو جنابش همین که بوسه زنیسپند اشک بر وی چو مجمرش فکنی
هوش مصنوعی: با هر بوسهای که به او میزنی، اشکها مانند دودی که از آتش برمیخیزد، بر چهرهاش میریزد.
جواب داد رسول خدای عالمیانکه هست جسم مرا این پسر مقابل جان
هوش مصنوعی: پیامبر خدا پاسخ داد که این پسر در برابر روح من، جسم من را در اختیار دارد.
رخش چگونه نبوسم که هست دلبندمبه دیدن رخ او در زمانه خرسندم
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم چهرهاش را نبوسم، وقتی که او معشوق من است و من با دیدن چهرهاش در این دنیا خوشحال هستم.
همین پسر که تو بینی بود عزیز خداکه کرده است حق او را شفیع روز جزا
هوش مصنوعی: این پسر که تو میبینی، محبوب خداوند است و در روز قیامت واسطهگری او برای دیگران خواهد شد.
شنید نام شفاعت چو از رسول اللهملک به روی حسین کرده خیره خیره نگاه
هوش مصنوعی: وقتی ملک نام شفاعت را از پیامبر خدا شنید، به حسین نگاه کرد و در حیرت به او خیره شد.
سئوال کرد به حیرت ز سید ثقلینکه هست این مه تابان مگر امام حسین؟
هوش مصنوعی: سئوال کرد با تعجب از بزرگترین شخصیتها که آیا این نور درخشان جز امام حسین است؟
رسول گفت چه دانستهای تو نامش راچگونه یافتهای رتبه و مقامش را؟
هوش مصنوعی: پیامبر پرسید: تو چه چیزی درباره او میدانی و چگونه به نامش پی بردهای و مقام و منزلتش را چگونه شناختهای؟
نمود عرض ملک با جناب پیغمبرکه ای ز جمله کونین بهتر و مهتر
هوش مصنوعی: در این بیت اشاره شده است که وجود پیامبر به عنوان بهترین و برترین از تمام موجودات در عالم مورد تأکید قرار گرفته است. به طور کلی، پیامبر به عنوان نمادی از کمال و فضیلت در نظر گرفته میشود و برتری او بر دیگران بیان شده است.
برای تعزیه این پسر به هفت سمابهر سمائی هفتاد منبر است بپا
هوش مصنوعی: برای برگزاری تعزیه، این جوان برای هر آسمان، هفتاد منبر آماده کرده است.
که گریه خیل ملایک بدانجانب کنندشهید آل محمد بوی خطاب کنند
هوش مصنوعی: فرشتگان به خاطر شهادت فرزند زاده پیامبر (ص) به شدت گریه و سوگوارند و او را با نام نیکو یاد میکنند.
شنید فخر امم از ملک چو اوصافشگشود پیرهنش بوسه داد بر نافش
هوش مصنوعی: فخر امم، که به معنای بزرگترین و بهترین افراد است، وقتی که ویژگیهای او را شنید، لباسش را کنار زد و بر ناحیهای از بدنش بوسه زد.
به خاطرش مگر آمد ز ظهر عاشوراکه گشته خسته حسینش ز کوشش اعدا
هوش مصنوعی: به خاطر او آیا روز عاشورا فرارسید که حسین از تلاش دشمنانش خسته شده بود؟
به نیزه تکیه چو از بهر استراحت کردابوالحنوق یکی سنگ کین حوالت کرد
هوش مصنوعی: ابوالحنوق، وقتی که برای استراحت به نیزهاش تکیه داده بود، ناگهان سنگی به سوی او پرتاب شد که نشاندهنده دشمنی و کینهورزی بود.
رسید سنگ چو آن شاه را به پیشانیشکست تارک پاک عزیز ربانی
هوش مصنوعی: سنگی به سر شاه خورد و تاج پاک و عزیزش را شکست.
برای شکر شهادت به ذکر بسماللهگشود لب که «علی مت رسول الله»
هوش مصنوعی: برای قدردانی از شهادت، با اسمگویی خداوند زبانش را باز کرد و گفت: «علی فرستاده خداست».
گرفت خون جبین چشم آن عزیز ز منبرای اخذ همان خون گرفت پیراهن
هوش مصنوعی: عزیزم با اشک های چشمانش خون از پیشانیام گرفت و همان خون را برای پیراهنش برداشت.
چو دامنش ز پی اخذ خون روان گردیدز زیر دامن او ناف او عیان گردید
هوش مصنوعی: وقتی دامن او به خاطر خونریزی پر شد، ناحیهای که زیر دامن او بود مشخص شد.
که ناگه از طرف آن سپاه بیایماننهاد تیر سه شعبه یکی لعین بکمان
هوش مصنوعی: ناگهان، از سوی آن سپاه بیایمان، تیر سهشاخهای به کمان کشیده شد که یکی از آنها فریبنده و ناپاک بود.
چو تیر گشت رها از کمان آن بیدیننمود جای بناف مبارک شه دین
هوش مصنوعی: وقتی تیر از کمان رها میشود، بیدین در آن لحظه مکان مقدس را به نمایش میگذارد.
به ناف و بر شکم شاه اکتفا چو نکردز مهره کمرش تیر سر برون آورد
هوش مصنوعی: در این معنا گفته شده که به جای اینکه به نوار دور کمر و شکم شاه بسنده کند، تیر را از کمرش بیرون آورد. به عبارتی بهتر، نشان میدهد که او به طور مستقیم و قاطع به هدف خود میزند و از حاشیهرفتن پرهیز میکند.
زمانه تنک چنان بر عزیز زهرا شدکه ناله همدم سکان عرش اعلی شد
هوش مصنوعی: زمانه به قدری بر عزیز زهرا سخت و تنگ شد که حتی نالهها و گریههای دوستان و همراهانش به بالاترین عرش آسمان رسید.
هر آنچه خواست که بیرو نکشد خدنک از دلنشد میسر و گردید کار او مشکل
هوش مصنوعی: هر چیزی که او آرزو داشت، نتوانست به راحتی از دلش بیرون براند، و این موضوع باعث شد که کارش دشوار شود.
نهاد سر به سر زین عزیز رب و دودز پشت سر به تعب تیر را برون بنمود
هوش مصنوعی: سر را به احترام آن عزیز پایین آورد و بهتدریج، دود که از پشت سر برمیآمد، مسیر تیر را بهخوبی نشان داد.
ز جای ناوک آن تیر خون فواره گرفتعزیز فاطمه از زندگی کناره گرفت
هوش مصنوعی: با شلیک تیر از کمان، خون مثل چشمهای جوشید و عزیز فاطمه به خاطر این درد، از زندگی کنار کشید.
چو ذوالجناح دگر دید پایداری نیستبرای راکب خود طاقت سواری نیست
هوش مصنوعی: وقتی ذوالجناح (اسب امام حسین) وضعیت را دید، متوجه شد که دیگر نیازی به ایستادگی نیست و سوارش دیگر تحمل سوارکاری را ندارد.
دو دست در جلو و دل به خاک و پا به عقبنهاد تا نهدش در زمین بدون تعب
هوش مصنوعی: دو دست را جلو آورد و دلش بر خاک بود، پاهایش را به عقب کشید تا بدون زحمت و دردسر بر زمین بیفتد.
نه صالح بن وهب از کمین سمند بتاختبه قصد پهلوی سلطان دین سنان افراخت
هوش مصنوعی: نه صالح بن وهب با سرعت و شجاعت به سمت پهلوی سلطان دین حملهور شد.
بزد ز کین به تهیگاه آن امام مبینفتاد عرش خدا از ان سنان به روی زمین
هوش مصنوعی: به خاطر دشمنی، آن امام روشن که در آخرین مبارزه خود به زمین افتاد، باعث شد که عرش خدا نیز از شدت این واقعه به زمین بیفتد.
شکست شمر لعین حرمت پیمبر رابه قتل زاده زهرا گرفت خنجر را
هوش مصنوعی: شمر، دشمن لعنتی، حرمت پیامبر را با کشتن فرزند زهرا زیر پا گذاشت و خنجر را به کار گرفت.
شهاد ز بهر شهادت کنون که سر دادیبه راه امت عاصی سر و پسر دادی
هوش مصنوعی: به خاطر اعتقاداتت و ایمان به راهی که انتخاب کردهای، جان خود را فدای آن کردی، حالا که جان خود را در مسیر هدایت و راهنمایی مردم نادرست فدای کردهای، تمام خانوادهات را نیز در این راه قربانی کردی.
کنی به تخت شفاعت چو جا تو ای سروربه رستخیز قیامت به عرصه محشر
هوش مصنوعی: وقتی تو بر تخت شفاعت نشستهای، ای آقای من، در روز رستاخیز و در میدان محشر، جایگاه تو مشخص میشود.
به شیعیان در الطاف و مرحمت واکنیکان یکان همه را نزد خویش ماوا کن
هوش مصنوعی: ای پروردگار، از رحمت و لطف خود به شیعیان بیفزای و هر یک از آنها را به سوی خود جذب کن و در نزد خود جا بده.
کشند جانب دوزخ چو از چپ و راستبگو که (صامت) مداح کمترین سک ماست
هوش مصنوعی: در آتش دوزخ کشانده میشوند، از دو طرف. بگو که من (صامت) کمترین ستایشگر این حالت هستم.