شمارهٔ ۲۱ - در بیان رحلت پیغمبر رحمت(ص)
هوش مصنوعی: این متن روایت مرگ حضرت محمد (ص) و تأثیر آن بر خاندانش، به ویژه حضرت فاطمه (س) و دنیای پیرامون ایشان را بیان میکند. در این روایت، وقتی که زمان وفات پیامبر فرا میرسد، حضرت فاطمه به دنبال اذن ورود به نزد پدرش میرود، اما در این بین، خبر مرگ و آمدن ملک الموت (عزراییل) به او میرسد. پیامبر در آخرین لحظات با جبرییل صحبت و غم خود را از وضعیت امت مسلمانان ابراز میکند. روایت همچنین اشاره به حوادث کربلا و مظلومیت امام حسین (ع) دارد، در حالی که شمر به عنوان قاتل او در صحنه حاضر میشود و با بیرحمی به او حمله میکند. متن به طور کلی به احساسات عمیق غم، فقدان و مظلومیت در تاریخ اسلام پرداخته و تأثیر آن را بر دلهای مسلمانان و به خصوص خاندان پیامبر نشان میدهد.
روایت است که چون از جهان حبیب خدامسافر سفر قرب لیله الاسری
هوش مصنوعی: گفته شده است که وقتی دوست خدا به سفر نزدیکی و عشق رفت، جهان را ترک کرد.
رسید وقت که قلب زمانه بگذارداز این سراچه اندوه و غم برون تازد
هوش مصنوعی: زمانی فرا رسیده است که قلب این زمانه، دیگر از این خانه پر از اندوه و غم رها شده و به سمت خوشبختی و شادابی حرکت کند.
به بستر مرض افتاده بود با تب و تابیکی به باب رسالت نمود دق الباب
هوش مصنوعی: به حالت بیماری و تب و تب و تاب افتاده بود و در این حال به در خانه پیامبری رفت و در زد.
جناب فاطمه در پشت در نمود کداراز راه کوفتن در نمود استفسار
هوش مصنوعی: فاطمه در پشت در ایستاده و به نشانهی ورود کسی به آن مکان، به در میکوبد و سؤالی مطرح میکند.
جواب داد که ای خانواده عصمتمراست عرض نهانی به شافع امت
هوش مصنوعی: او پاسخ داد که ای خانوادهی پاکی، من همان عرض نهانی و شفاعتکنندهی امت هستم.
پی جواب جوان عرب جناب بتولبه گفت نیست در این حال وقت اذن دخول
هوش مصنوعی: جوان عرب به حضرت بتول گفت که در این زمان، وقت اجازه ورود نیست و پاسخی دریافت نکرد.
برفت و بعد زمانی نمود بار دگرپی گرفتن اذن دخول حلقه در
هوش مصنوعی: پس از مدتی او برگشت و دوباره درخواست اجازه ورود به حلقه را کرد.
در آن زمان شه امی لقب بهوش آمدبه سوی فاطمه با ناله در خروش آمد
هوش مصنوعی: در آن زمان، شاه امی با اندیشهای هوشمندانه به سوی فاطمه آمد و با نالهای پر از احساس به او نزدیک شد.
که زودتر بشتابید و در فراز کنیدبروی پیک خدا باب حجره باز کنید
هوش مصنوعی: زود باشید و به طرف موردنظر بروید، و در بالای آن مکان، در ورودی را به روی پیامآور خدا باز کنید.
که او به همزن مجموعه جماعات استسفیر مرگ و شکست اساس لذاتست
هوش مصنوعی: او به مانند همزن است که در میان گروهها و جمعیتها وجود دارد، سفیری است برای مرگ و شکست که پایههای لذت را نیز متزلزل میکند.
به هیچ کس نسپرده چنین طریق ادبز ما سوی به جز از من کرده اذن طلب
هوش مصنوعی: هیچ کس از ما به شیوهی درست ادب را یاد نگرفته است، جز من که اذن گرفتهام.
نمود قابض ارواح اذن چون حاصلبه پای بوس رسول خدای شد واصل
هوش مصنوعی: وقتی ارواح به جمع میآیند و قدرتشان را به نمایش میگذارند، در نهایت به برکت بوسیدن پای پیامبر خدا، به حقیقت و وصال میرسند.
سلام کرد و دو دست ادب به سینه نهادز روی شاهد مقصود خویش پرده گشاد
هوش مصنوعی: سلام کرد و با دو دست به نشانه احترام به سینهاش زد. سپس از روی محبوب خویش پرده برداشت.
پیام داد ز حق کی شفیع خلق اللهگرت بسر هوس وصل ماست بسم الله
هوش مصنوعی: اگر تو به دنبال نزدیکی به ما هستی و خواستهات وصال ماست، پس از خداوند کمک بگیر و آغاز کن.
گرفت صدر امم مهلتی ز عزرائیلکه تا رسید برش جبرئیل با تعجیل
هوش مصنوعی: صدراعظم امت فرصتی از عزرائیل دریافت کرد تا جبرئیل با سرعت به او برسد.
به جبرئیل بفرمود سید دو سرامرا چگونه نهادی در این زمان تنها
هوش مصنوعی: سید دو عالم به جبرئیل گفت چگونه در این زمان مرا به تنهایی رها کردی؟
به گفت بهر ورود تو ای فلک رتبتبدم مباشر اسباب زینت جنت
هوش مصنوعی: به خاطر ورود تو، ای آسمان، مقام و منزلت من را بالا ببر و ابتداییترین وسایل زیبایی جنت را فراهم کن.
بگفت چیست بشارانتت از خدای غفوربگو به من که شود بلکه دل ز غم مسرور
هوش مصنوعی: بگو ببینم، آیا میدانی دربارهٔ نعمتهای خداوند بخشنده چه میتوان گفت؟ از من بشنو، شاید با شنیدن این صحبتها، دلتان از غمها شاد شود.
بگفت بازنشاندم حرارت نارینصفا و روح فزودم به باغ علین
هوش مصنوعی: گفتند دوباره از نو حرارت و صفا را به من بازگرداندم و روح و جانم را در باغی پر از نعمت و زیبایی نوین افزایش دادم.
چو حور کرده مزین رخ از شعف غلمانزده ز شوق صف و دیده در رهت حوران
هوش مصنوعی: زاویهای روشن از شادی و طراوت، چهرهای زیبا به خود گرفته و از عشق در دلش عطش و شوق ایجاد شده است. او با نگاهی پرشور، راه حوران را مینگرد.
ز پیشتر بز تو و امتت به روز قیامبود به سایر امت دخول خلد حرام
هوش مصنوعی: از قبل از تو و پیروانت در روز قیامت، ورود به بهشت برای سایر امتها ممنوع است.
بگیر و دار صف حشر و شورش محشرنخست تاج شفاعت تو را بود بر سر
هوش مصنوعی: در میانهی آشفتگی و هیجان روز قیامت، نخستین چیزی که باید بر سرت باشد، تاج شفاعت توست.
جواب داد نبی کی امین وحی خداگذشت زین همهام عقده ز دل بگشا
هوش مصنوعی: پیامبر با اطمینان پاسخ داد که فرستادهای از جانب خداوند است و از همه مشکلات و ناملایمات گذشته، حالا باید دلها را از کینه و مشکلات آزاد کنیم.
بگفت ای به فدای دلت دگر چه غم استکه بعد از این همه قلب تو باز پرالم است
هوش مصنوعی: در اینجا شخصی خطاب به کسی میگوید: "عزیزم، حالا که دل تو این همه سختی را تحمل کرده، چرا هنوز غمگینی؟ من همیشه در کنار تو هستم و به فکر توام."
جواب داد که ای پیک حضرت عزتغم دگر به دلم نیست جز غم امت
هوش مصنوعی: جواب داد که ای فرستادهی بزرگ، دیگر قلبم هیچ غمی جز غم مردم ندارد.
نهاد روحالامین پس پیام یکتا رامداد تسلیمه «ربک فترضی» را
هوش مصنوعی: فرشتهای مقدس پیام یکتای خداوند را آورد و نوشت که خداوند میفرماید: «پروردگارت راضی است».
بگفت غم مخواری غمگسار پیر و جوانکه روز حشر خداوند قادر منان
هوش مصنوعی: نگران نباش، پیر و جوان، زیرا در روز قیامت خداوند مهربان و توانمند حضور خواهد داشت.
ز اهل معصیت اینقدر خواهدت بخشودکه تا رضا شوی و قلب تو شود خوشنود
هوش مصنوعی: از اهل نافرمانی به قدری تو را خواهند آمرزید که وقتی رضایت پیدا کنی، دل تو شاد و راضی خواهد شد.
هزار خاک ندامت به فرق امت توچگونه آب نگردند از خجالت تو
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است هزاران ذره خاک که نماد ندامت و پشیمانی هستند، بر سر امت تو بریزد و از شرم تو به آب تبدیل نشوند؟
دو چیز را به امانت گذاشت آن سرورکتاب و عترت خود را به گفته داور
هوش مصنوعی: دو چیز ارزشمند را به عنوان امانت به مردم سپرد، یکی کتاب آسمانی و دیگری عترت و نسل خود را به عنوان حجت و راهنمایی برای هدایت.
شکست بعد نبی حرمت کلام اللهچو قلب عترت پاکش به دشت کرب و بلا
هوش مصنوعی: شکست نبی (پیامبر) حرمت کلام خدا و قلب پاک خاندان او را در دشت کربلا آسیب زد.
روایت اس تکه چون بیکس غریب وحیدبه خاک ماریه بنمود جا حسین شهید
هوش مصنوعی: در داستانی نقل شده است که چگونه فردی، به تنهایی و بیکس، در مکانی جایی را نشان میدهد که حسین، شهید بزرگوار، در آنجا به خاک سپرده شده است.
نهاده بود به هم هر دو دده حق بینکه دید سینه مجروح خویشتن سنگین
هوش مصنوعی: دو طرف درگیر، به خاطر حق و حقیقت، به هم پیوسته بودند و وقتی یکی از آنها به جراحات و دردهای خود توجه کرد، احساس سنگینی و غم را در دل خود حس کرد.
گشود چمش و نظر کرد شمر بیدین رابگفت آن. سک بیشرم زشت آئین را
هوش مصنوعی: چشمش را باز کرد و به شمر بیدين نگاه کرد و گفت: «این فرد ناپاک و بیشرم، چه زیبا و نیکو نیست.»
که ای شده ز خدا و رسول بیگانهمرا شناسی و لب تشنه میکشی یا نه
هوش مصنوعی: ای کاش در برابر خدا و پیامبر که با تو بیگانهاند، مرا بشناسی و حالا که تشنهام، به من توجه کنی یا نه.
جوا داد بلی میشناسمت ای شاهتوئی حسین و بود جد تو رسول الله
هوش مصنوعی: ای شاه، تو را میشناسم؛ تو حسین هستی و جد تو پیامبر خدا است.
علی بود پدر و فاطمه است مادر توندارم از همگی باک و میبرم سر تو
هوش مصنوعی: علی پدر تو و فاطمه مادر تو هستند و من از هیچ چیز و هیچ کس نمیترسم و همیشه به خاطر تو پیش میروم.
بگفت حال که در کشتنم تر است شتابحرارت جگرم را نشان ز قطره آب
هوش مصنوعی: او میگوید حالا که از کشتنم بیم دارد، باید با سرعت نشان دهم که چقدر دلم گرم است، حتی با یک قطره آب.
به طعنه گفت که داری گمان تو ای سرورکه هست باب گرام تو ساقی کوثر
هوش مصنوعی: با کنایه گفت که ای سرور، آیا هنوز فکر میکنی که در کنار تو دروازهای به سمت نعمتهای بیپایان وجود دارد؟
بگو بیاید و بنشاند از جگر تابتکند ز آب به هنگام مرگ سیرابت
هوش مصنوعی: بگو بیاید و در لحظه مرگ تو را سیراب کند و از دل خود برایت مایه بگذارد.
کشید خنجر از بهر قتل آن امام امماساس خرمی کائنات زد بر هم
هوش مصنوعی: خنجر را برای کشتن آن امام بزرگ که بنیاد خوشبختی جهان است، بیرون کشید و همه چیز را برهم زد.
بس است (صامت) از این ماجری که لال شویاگر زیاد پی شرح این مقال شوی
هوش مصنوعی: خسته شدهام از این ماجرا، اگر بیش از این به جزییات آن فکر کنم، ممکن است به حدی سردرگم شوم که زبانم بند بیاید.