شمارهٔ ۴ - در بیوفایی دنیار گریز به مصیبت
هوش مصنوعی: این شعر به موضوعات درد و رنج، بی عدالتی و مظلومیت میپردازد. شاعر احساس خود را از زندگی در دنیایی پر از ستم و ظلم بیان میکند و به خاطرات وقایع عاشورا و آنچه بر سر حسین و یارانش آمده اشاره میکند. او به مظلومیت حسین (ع) و کشته شدن جوانان در میدان جنگ اشاره دارد و حسرت و اندوهی عمیق نسبت به این وقایع را نشان میدهد. شاعر از ناتوانی در یافتن آرامش و شادی در چنین دنیایی شکایت دارد و با وجود درد و زخمهایی که بر تن دارد، همچنان بر درد خود تأکید میکند و از بیعدالتیهای روزگار شکایت میکند. در نهایت، او بیان میکند که با مرگ حسین (ع)، دیگر آبی خوشگوار نخواهد بود و زندگیاش پر از اندوه خواهد بود.
د تو این تن خاکی برهگذار گذاراز این عجوزه شوهر کش الفرار فرار
هوش مصنوعی: این بدن مادی را رها کن و از این پیرزن شیاد که سبب دردسر شده، فرار کن.
هزار چون من و تو این ستمگر بیباکنموده است به شمشیر جان شکار شکار
هوش مصنوعی: هزاران افرادی مانند من و تو، این ظالم جسور، جان انسانها را با بیرحمی همچون شکار، هدف قرار داده است.
کناره جوی شو از آفت سپهر ز مهرکه جز جفا نکند این ستم شعار شعار
هوش مصنوعی: از کنار جوی آب دور شو و از آفتهای آسمان به عشق دوری کن، زیرا این دنیا جز بدی و ستم دیگر چیزی به تو نخواهد داد.
کجا شکفته شود قلب کس در این بستانکه جور زاغ چو ما کشته صدهزارهزار
هوش مصنوعی: در این بستان، کجا ممکن است کسی دلش شاد شود، در حالی که درد و رنجی به اندازهی هزار بار بر دوش او سنگینی میکند، همانطور که زاغها به ما ظلم کردهاند؟
مرا نه میل گلستان چو گل به کرب و بلاستهمان گل است گلستانم آن بهار بهار
هوش مصنوعی: من به زیبایی و خوشبویی گلستان توجهی ندارم، چون برای من همچون گل، محیط کربلا مهمتر است. همان گل، گلستان من است و بهار واقعی من، همانی است که در کربلا تجربه میکنم.
ز موج گریه ندارم به غیر چشم پناهکه تا بگیرم از این بهر بیکنار کنار
هوش مصنوعی: از شدت گریه و اندوه، تنها چشمانم برایم پناهگاه شدهاند. میخواهم در این دریاچه بیکرانه به ساحل امنی برسم.
یگانه شاهد من هست خاک کرب و بلاکه بر کفش شده از خون هر نگار نگار
هوش مصنوعی: تنها شاهد من، خاک کربلاست که بر روی کفشها نشانه خون هر یک از زیبا رویان است.
حسین دیده چو در قتلگاه بنهاده استبروی خاک جوانان گلعذار عذار
هوش مصنوعی: حسین در صحنه قتل و شهید شدنش، بر روی زمین جوانان معطر و زیبا خوابیده است.
کشیده آه جگر سوز از دل سوزانکه اوفتاده با فلاک از شرار شرار
هوش مصنوعی: دل سوزان و داغی که در وجودش احساس میکند، باعث شده تا آهی عمیق و سوزناک بکشد. این درد و آتش احساسات در او طوری است که گویا از عمق دلش به بیرون میآید و در واقع نشاندهندهی شدت رنجی است که بر او مستولی شده است.
خطاب کرد به حسرت به سوی شمر پلیدکه دست ظالم این تیغ آبدار به دار
هوش مصنوعی: شخصی با حسرت به شمر بدذات گفت که این شمشیر تیز و برّنده در دست این ظالم، به دار آویخته شده است.
بده امان که کنم گریه بر سر اکبرفرو نشانم از آن موی پر غبار غبار
هوش مصنوعی: اجازه بده تا با اشکهایم بر سر اکبر گریه کنم و موهای پر از گرد و غبارش را به زمین بگذارم.
ز چار سو بدنم چارسوی تیر بلاستمرا بس است که هستم بدین دچار دچار
هوش مصنوعی: از همه طرف بدنم پر از تیرهای بلاست، برای من کافی است که به این سرنوشت دچار شوم.
هر آنچه صدمه و جور رستم رو داریببر به جسم من ای شوم نابکار بکار
هوش مصنوعی: هر آسیبی که به رستم میزنی، آن را بر تن من بیفکن، ای مایهی بدبختی و شوم.
ز تیر بر سر تیر و سنان بروی سناننمانده بر تنم از زخم بیشمار شمار
هوش مصنوعی: به خاطر تیرها و نیزهها بر بدنم، نشانهای از زخمهای فراوان باقی نمانده است.
دمی به حالت عبرت نظر کن ای ظالمچسان فکنده مرا جور روزگار ز کار
هوش مصنوعی: لحظهای به وضعیت خودت فکر کن، ای ظالم! ببین چگونه روزگار مرا به این سختی و زحمت انداخته است.
ز آب دیده تر نوش بعد از این (صامت)که نیست بعد حسین آب خوشگوار گوار
هوش مصنوعی: از این به بعد، نوشی نمیچشید که از اشک چشمم تر شده است، چون بعد از حسین، دیگر آب گوارایی وجود ندارد.