شمارهٔ ۱۰ - زبان حال حاضر حضرت امام حسین(ع)
هوش مصنوعی: این شعر بهخوبی احساسات و مصیبتهای امام حسین (ع) و یارانش را در عاشورا به تصویر میکشد. شاعر با بیان دردها و آلام امام حسین، به ناپایداری زندگی و خشونتهای دشمنان اشاره میکند. او از عدم دسترسی به آب و تشنگی، کشتن یاران و اعضای خانوادهاش حرف میزند و به غم مادرش اشاره میکند که بخواهد او را ببیند و از وضعیت بحرانیاش باخبر شود. در نهایت، شاعر با بیان اینکه جنازهاش بیکفن بر زمین میافتد، حس ناامیدی و مظلومیت را به تصویر میکشد.
کمتر از ناقه صالح نبود اصغر منهستی آگاه ز حال دلم ای داور من
هوش مصنوعی: اصغر من کمتر از شتر صالح نیست، ای داور من، تو از حال دلم با خبری.
کوفیان تیر دهندم عوض قطره آبقیمت آب بگیرند ز چشم تر من
هوش مصنوعی: کوفیها به من تیر میزنند و به جای یک قطره آب، بهای آب را از اشک چشم من میگیرند.
قاتل از کشتن من این همه تاخیر چراخنجر ویش بکش زود جدا کن سر من
هوش مصنوعی: چرا قاتل در کشتن من این همه معطلی میکند؟ چرا خنجرش را از غلاف نکشید و زودتر سرم را جدا نمیکند؟
تا نبینم به زمین جسم عزیز قاسمتا نبینم شده مقول علی اکبر من
هوش مصنوعی: تا زمانی که بدن عزیز قاسم را بر روی زمین نبینم، نمیتوانم واقعیت علیاکبر را بپذیرم.
تا نبینم که زند شمر ستمگر سیلیسر نعمش به رخ دختر غم پرور من
هوش مصنوعی: تا وقتی که نادهی من از سیلی ظالمی مانند شمر را بر رخسار دخترم که غم و ناراحتی را به دل دارد، ببینم.
تا نبینم که شود که بسته به زنجیر جفابه اسیری به سوی شام رود خواهر من
هوش مصنوعی: من نمیخواهم ببینم که خواهرم به خاطر ظلم و ستم، همچون اسیری در زنجیرها، به سوی شام برود.
تا نبینم که کشد رو سیهی از بسترچون اجل سید سجاد الم پرور من
هوش مصنوعی: تا زمانی که نتوانم دیدن، که غم و اندوهی مانند مرگ از خواب و آسایش من بیرون بیاید، مانند حالتی که امام سجاد (ع) برایم پرورده است.
همه امشب به سوی کوفه روانند ولیکبه جدل اینجاست پی بردن انگشتر من
هوش مصنوعی: امشب همه به سمت کوفه میروند، اما در اینجا درگیر جدل و بحث هستم و به دنبال پیدا کردن انگشتم میگردم.
تنم اینجا نه همین بیکفن افتد به زمینمیرود رو به سوی مطبخ خولی سر من
هوش مصنوعی: بدن من اینجا بیکفن به زمین نمیافتد، بلکه به سمت آشپزخانه خولی میرود.
برو ای باد صبا از بر من سوی بقیععرض حالی ببر از مهر سوی مادر من
هوش مصنوعی: ای باد صحرا، از کنار من عبور کن و به قبرستان بقیع برو. پیغامی از عشق و محبت من به مادرم را آنجا منتقل کن.
گو که ای مادر افسرده به تعجیل بیابه کناری ببر از لجه خون پیکر من
هوش مصنوعی: ای مادر عزیزم، زودتر به کناری بیا و مرا از دریای خون نجات بده.
آب عالم مگر ای غمزده کابین تو نیستشمر پس تر نکند از چه دمی حنجر من
هوش مصنوعی: ای آب حیات، مگر تو هم مانند من غمزده و محزون هستی؟ پس چرا این سکوت و خاموشی را نمیشکنی و صدای ناله من را نمیشنوی؟
تشنه جان دادم و آبی به گلویم نرسیدوین فراتست رود موج زنان از بر من
هوش مصنوعی: من حتی یک قطره آب هم نتوانستم بنوشم و در حالی که سخت تشنهام، این رود در حال جاری شدن است و موجهایش از کنارم میگذرد.
(صامتا) شمر لب تشنه سرش ارچه بریدباز میگفت بود جد تو پیغمبر من
هوش مصنوعی: شمر، حتی در حالی که لب تشنه و سرش بریده شده بود، همچنان میگفت که جد تو پیامبر من بود.