شمارهٔ ۲۷ - زبان حال حضرت زینب(ع)
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده به زینب (خواهر امام حسین) خطاب کرده و از داغ و مصیبت عظیمی که بر او گذشته است، سخن میگوید. او حسرت میخورد که کاش زینب این صحنههای دلخراش را نمیدید، به خصوص سر بریده بر نیزه و بدن مجروح حسین. گوینده از زینب میخواهد تا از زمین سر بردارد و از خدا بپرسد درباره مظلومیت و رنجهایی که متحمل شدهاند. او به ظلم کوفیان و بیرحمی شمر اشاره میکند و از زخمهای بدن حسین و بیتوجهی دشمنان به حرمت او مینالد. در انتها، او ابراز میکند که این داغ همیشه در دل او خواهد ماند و از عواقب این مصیبتها بر سر زینب و نسل بعد از او نگران است. این شعر به غم و اندوه عمیق ناشی از واقعه عاشورا میپردازد.
ای بیکفن فدای تو جسم اطهرتزینب شو فدایی ببریده حنجرت
هوش مصنوعی: ای بیکفن، جانم را فدای تو میکنم و جسم پاکت را به خاطر زینب نثار میکنم. تو فدای حنجره بریدهات هستی.
ای کاش خواهر تو نمیدید اینچنینبر نوک نی سر تو و صدپاره پیکرت
هوش مصنوعی: ای کاش خواهرت نمیدید که چگونه بر نوک نی سر تو قرار دارد و پیکرت چطور تکهتکه شده است.
آوردی ام به کرب و بلا بیکس و غریبخوش میکنی غریب نوازی ز خواهرت
هوش مصنوعی: تو مرا به کربلا آوردی، جایی که تنها و بیکس هستم. اما با مهربانی و لطافت به من میرسید و خوشحال میکنی، مانند خواهرت که به من توجه دارد.
بردار سر ز خهاک و بپرس از من فکارکای زینب ستمزده، کو کهنه معجرت
هوش مصنوعی: از خاک سر بلند کن و از من بپرس که ای زینب ستمدیده، کجاست آن معجرهی کهنهات؟
شمر این قدر نداشت مروت که بعد قتلبیرون نمود پیرهن کهنه از برت
هوش مصنوعی: شمر اینقدر انصاف نداشت که بعد از کشتن حسین، پیراهن کهنهاش را از تن بیرون بیاورد.
کافی نبود زخم تنت از سم ستورکرد ابن سعد سرمه صفت جسم اطهرت
هوش مصنوعی: زخمهایی که بر بدنت بود، کافی نبود و ابن سعد به سوی تو مانند سُم اسب حملهور شد و بدن پاکت را هدف قرار داد.
چندان امان نمیدههدم شمر بیپدرتا قاصدی روانه کنم نزد مادرت
هوش مصنوعی: به من اجازه نداد تا با خیال راحت پیامم را به مادرت برسانم؛ اوست که مانند شمر بیپدر، بیرحمی میکند.
گوید که یا بتول سوی کربلا بیاغلطان به خون ببین بدن نازپرورت
هوش مصنوعی: میگوید ای بینظیر، به سوی کربلا بیا و در میان خون، بدن نازک و لطیفت را ببین.
از بهر گوشواره دریدند کوفیانگوش عروس فاطمه زار دخترت
هوش مصنوعی: کوفیان برای به دست آوردن گوشواره، گوش عروس فاطمه، دختر شما را پاره کردند.
رفتم دگر، ولی بود این داغ بر دلمکز بعد من چه آید از این قوم بر سرت
هوش مصنوعی: رفتم، اما هنوز این درد در دلم باقیست که بعد از من چه بلاهایی بر سرت خواهد آمد از این مردم.
(صامت) شدی چه نوحهگر ماتم حسیندیگر بود چه واهمه از روز محشرت؟
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی تو سکوت کردهای و دیگر نوحهگر مصیبت حسین نیستی، چه دلیلی برای ترس از روز قیامت وجود دارد؟ در واقع، نسبت به وقایع و سرنوشت خود بیتفاوت شدهای.