شمارهٔ ۳۸ - مرثیه
هوش مصنوعی: این شعر به درخواست و نالهای از صبا اشاره دارد که از خداوند میخواهد تا به امام حسین(ع) کمک کند. شاعر از زبان صبا میگوید که حسین(ع) تنها و دردمند است و نیاز به یاری و آب دارد. او به تشنگی عترت حسین(ع) اشاره میکند و از سکینه (دختر حسین) میخواهد که خجالت خود را کنار بگذارد و به پدرش کمک کند. در ادامه، اشاره به زخمهای حسین(ع) و حال او در میدان جنگ و همچنین یتیمپروری به عنوان عمل نیکو وجود دارد. شاعر از ملت اسلامی میخواهد که در این مصیبت بزرگ، به یاد حسین(ع) اشک بریزند و عزاداری کنند.
صبا به باغ جنان رو تو آه و زاری کنز دیده بهر پیمبر سرشک جاری کن
هوش مصنوعی: ای نسیم صبح، به بهشت برو و برای پیامبر با دلbroken و درد، از چشمانت اشک بریز.
بگو حسین تو تنها و بیمدد کار استبیا به کوفه از آن شهریار یاری کن
هوش مصنوعی: بیا حسین، تو که در تنهایی و بیکمک هستی، ما به یاریات نیاز داریم. به کوفه بیایید تا از آن پادشاه حمایت کنیم.
ز تشنگی جگر عترت تو گشته کباببیا به گلشن خود فکر آبیاری کن
هوش مصنوعی: از شدت تشنگی، دل و جان اهل بیت تو به آتش درآمده است. بیا و به باغ خود فکر کن و به آن آب بده تا جان دوباره بگیرد.
ز بهر آب حسین از سکینه گشته خجلز نور دیده خود رفع شرمساری کمن
هوش مصنوعی: به خاطر آب حسین، سکینه دچار شرمندگی شده و از نور چشمانش، ننگ خود را برطرف میکند.
حواله گشته به زینب رکاب داری شاهنظر به حال حسین موسم سواری کن
هوش مصنوعی: زینب به عنوان نگهبان و حافظ یاد حسین مشخص شده و به او توصیه میشود که در این زمان که مناسب سوارکاری است، به حال حسین توجه کند.
شده چو خانه زنبور جسم شاه شهیدبیا و چاره این زخمهای کاری کن
هوش مصنوعی: بدن شاه شهید مانند خانهای پر از زنبور شده است. بیا و به این زخمهای عمیق رسیدگی کن و راه حلی برایشان بیاب.
حسین تو ز قفا داد سر به راه خدانظر به شوق وی از بهر جان نثاری کن
هوش مصنوعی: حسین، تو به عشق خدا در دل خود نیکویی و فداکاری را در نظر داشته باش و از جانت برای حفظ این عشق بگذر.
یتیم پروری آخر ثواب میباشدبیا سکینه خود را نگاهداری کن
هوش مصنوعی: پرورش یتیمان در نهایت پاداش بزرگی دارد، پس بهتر است از سکینه خود مراقبت کنی.
برای بخشش عصیان خویشتن (صامت)به ماتم شه لب تشنه اشگباری کن
هوش مصنوعی: برای رهایی از گناهانی که مرتکب شدهای، برای زجر و درد دل از دست رفتهات، به یاد آنکه عاشقش بودی، اشک بریز.