شمارهٔ ۵۵ - و برای او همچنین
هوش مصنوعی: این شعر به وضعیت دشوار و رنجهای زهرا (سلاماللهعلیها) پس از وفات پیامبر اسلام (ص) اشاره دارد. شاعر میگوید که در این دنیا هیچکس از نیرنگها و مشکلات ایمن نیست و روز به روز بدتر میشود. او به شرایط ظالم و بیوفایی هم انسانها نسبت به یکدیگر اشاره میکند و میگوید که حتی نزدیکترین افراد هم در زمان سختی کنار نمیایستند.
سپس شاعر به مظلومیت زهرا میپردازد و به غمهای او پس از فوت پدرش اشاره میکند. او میگوید که هیچ زنی مانند زهرا دچار چنین رنج و مصیبتهایی نشده است. همچنین به مشکلاتی که فرزندان او با آن روبهرو بودند و عدم حمایت از او اشاره میکند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که هیچکس نتوانست تسکینی برای دل پر درد زهرا باشد و همه از او دور شدند. این شعر تصویرگر بیوفایی و ظلم بر خانواده پیامبر و درد و چارچوب احوالات زهراست.
هیچکس ایمن ز کید دهر دونپرور نشدهیچ سر در دار دنیا صاحب افسر نشد
هوش مصنوعی: هیچکس در این دنیا از مشکلات و ترفندهای زمانه در امان نبوده و هیچکس پس از مرگ به مقام و اعتبار دست نیافت.
خلق میگفتند بهتر میشود کاندر جهانوین عجیب کز راستی بدتر شد و بهتر نشد
هوش مصنوعی: مردم میگفتند اوضاع دنیا بهتر خواهد شد، اما این موضوع عجیب است که از حقیقت معلوم میشود که وضعیت بدتر شده و هیچ بهبودی در کار نیست.
ساغر عیش جهان سرشار اما هیچوقتهیچ کس را زین میراحت گلویی تر نشد
هوش مصنوعی: جام خوشی و لذت در دنیا پر از شراب است، اما هیچگاه هیچکس نتوانسته است به اندازه کافی از این می و شادی بهرهمند شود.
کو سری یا سر فرازی را که در پایان کارخاک قبرستان وطن خشت لحد بستر نشد
هوش مصنوعی: کجاست آن کسی که در زندگیاش به مقام و بزرگی دست یافته باشد، اما در نهایت سرنوشتش به خاک قبرستان وطنش ختم شده است؟
اعتبارات جهان بیاعتبار است و دریغبا وجود دیدن وی دیده را باور نشد
هوش مصنوعی: اعتبارات و ارزشهای دنیا بیمعنا و بیاهمیت است، و افسوس که با وجود اینکه او را دیدیم، چشم ما هنوز نتوانست به او ایمان بیاورد.
گر وفایی بود در کار سپهر کج مدارپس چرا در یاری اولاد پیغمبر نشد
هوش مصنوعی: اگر در دنیای آسمانی وفایی وجود داشت، پس چرا در کمک به فرزندان پیامبر چنین نادیده گرفته شدند؟
ماند یک دختر بجا بعد رسول هاشمییکزمان نگذشت کز یک غم دو چشمش تر نشد
هوش مصنوعی: پس از وفات پیامبر، دختری از او به یادگار ماند که مدت زیادی نگذشت که به خاطر اندوهی، چشمانش پر از اشک شد.
هیچ زن مانند زهرا از زنان روزگارصورتش نیلی ز سیلی در بر شوهر نشد
هوش مصنوعی: هیچ زنی مانند زهرا به خاطر ضربهای که از شوهرش میخورد، صورتش کبود و نیلی نشده است.
آتش بیداد دارالعصمت او را نسوختیا شکسته پهلوی پاکش ز ضرب درنشد
هوش مصنوعی: آتش ظلم و ستم نتوانست او را بسوزاند و یا ضربهای که به پهلوی او وارد شد، او را نشکست.
محسن ششماههاش ساقط نگردید از لگدبا طناب ظلم طوق گردن جیدر نشد
هوش مصنوعی: محسن ششماههاش از ضربههای ظلم و ستم آسیب ندید و نتوانست به دلیل فشار و محدودیتها، شور و نشاط خود را از دست بدهد.
سر برهنه دختر احمد سوی مسجد نرفتیا به جای باب وی بیگانه در منبر نشد
هوش مصنوعی: دختر احمد بدون پوشش سر به مسجد نرفت و به جای اینکه در منبر کسی بیگانه قرار بگیرد، در مکان خودش باقی ماند.
کس تسلی دل پر حسرت زهرا ندادهیچ کس غمخوارآن دلخون بییاور نشد
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانست دلی که از غم و حسرت پر است را تسلی بخشد و هیچکس هم نبود که در این بیکس بودن، برای دل زخمخوردهی او تسلایی بیاورد.
بعد احمد شکر حق نعمت وی کس نکردمایه تسکین غم اولاد وی دیگر نشد
هوش مصنوعی: پس از احمد، هیچکس شکر نعمتهای او را بهجا نیاورد و این باعث نشد که غم فرزندانش تسکین یابد. دیگر کسی از وجود او بهرهای نبرد.
در به روی حضرت زهرا کسی ننمود بازباخبر بعد از پدر از حالت دختر نشد
هوش مصنوعی: درهای خانه حضرت زهرا به روی او بسته بود و کسی نتوانست پس از درگذشت پدرش، از حال و روز او باخبر شود.
هیچگه (صامت) عزادار غم زهرا نبودکز شراره آه وی دفتر پر از اخگر نشد
هوش مصنوعی: هیچ وقت کسی در عزاداری زهرا بدون درد و غم نبوده است، چرا که از شدت احساس او دل همه پر از غم و داغ میشود.