شمارهٔ ۶۲ - خطاب امام(ع) باب عقاب
هوش مصنوعی: این شعر به درد و اندوه مادر علی اکبر (فرزند امام حسین) اشاره دارد. مادر با ناله و فریاد از غیبت فرزندش شکایت میکند و در عشق و اشتیاقش برای او به تنگنا میافتد. سوالاتی از خود میپرسد که چرا فرزندش به او نزدیک نمیشود و چرا از او جدا شده است. او از خدا میخواهد که به او خبر از حال علی اکبر بدهد و دلش را تسلی بخشد. در متن، به عمق احساسات او و غمانگیزی حادثه عاشورا اشاره شده است و تصویر درد و فقدان را به زیبایی منتقل میکند. مادر همچنان منتظر بازگشت فرزندش و آرامش دل خود است.
کجاست راکبت ای مرکب نکوسیماعلی اکبر من کرده در کجا ماوی
هوش مصنوعی: کجاست سوار تو، ای مرکب زشت صورت؟ علی اکبر من در کجای جهان مأوی گزیده است؟
جوان نو خط و فرزند نو رسم چو نشدکجا به خاک مکان کرد و غرقه در خو نشد
هوش مصنوعی: جوان تازهکار و فرزند تازهبهدنیا آمده وقتی به سرزمین خاصی نرسید، در خواب و زندگی خود غرق شد.
برون نیاوری از انتظار جان مرانمیدهی خبر اکبر جوان مرا
هوش مصنوعی: از انتظار بیرون نمیآیی و جانم را در این حسرت تنها میگذاری، خبر از اکبر جوانم را به من نمیدهی.
مرا چرا ز علی اکبرم جدا کردیجوان نو سفرم را چرا نیاوردی
هوش مصنوعی: چرا من را از علی اکبر دور کردی؟ جوانی که تازه سفرش را آغاز کرده بود چرا به نزد من نیاوردی؟
گمان نداشتم آنقدر بیوفا باشیکه بیسبب ز علیاکبرم جدا باشی
هوش مصنوعی: نمیدانستم که تو تا این حد بیوفا هستی که بدون هیچ دلیلی از من جدا شوی.
برای چیست که زین تو واژگون گشتهز پای تا بسرت از چه غرقه خون گشته
هوش مصنوعی: چرا اینجا هستی و از پا افتادهای؟ چه شده که بدنت را خون فرا گرفته است؟
ز شرم آب اگر اکبرم نیامده استبه برج خیمه ه انورم نیامده است
هوش مصنوعی: بهخاطر شرم و حیا نتوانستهام به خیمه نورانیام بیایم.
بگو سکینهام ای نوجوان ز آب گذشتدگر ز خواهش آب از دل کباب گذشت
هوش مصنوعی: بگو جوانمرد، سکینه من است. او از آب عبور کرد و دیگر از تشنگی و آرزوی آب دلش آتشین شده است.
بیا علاج دل دردمند لیلا کنز گریه مادر افسرده را تسلی کن
هوش مصنوعی: بیا به دل بیقرار لیلا تسکین بده و با مهربانی به مادر غمگینش تسلی و دلگرمی عطا کن.
فلک ز کشتن اکبر فزوده داغم رانموده کور اگر آسمان چراغم را
هوش مصنوعی: آسمان با کشتن اکبر، غم و اندوهی بر دل من اضافه کرده و حالا که کور شدهام، نمیتوانم نور زندگیام را ببینم.
مرا رسان ز برای خدا به بالینشکه وقت مرگ ببندم دو چشم حقبینش
هوش مصنوعی: مرا به نزد او ببر تا بتوانم در لحظه مرگ، چشمان حقبین او را ببندم، این کار را به خاطر خدا انجام بده.
بهسوی خیمه رسانم قد رسایش راکشم ز مهر سوی قبله دست و پایش را
هوش مصنوعی: من او را به سمت خیمه میبرم و با عشق او را به سوی قبله هدایت میکنم و دست و پایش را نیز میکشم.
رسید وقت ز فاق یگانه فرزندمبه خیمه حجله شادی برای او بندم
هوش مصنوعی: زمان آن فرا رسیده که به خیمه شادی برسم و برای یگانه فرزندم مراسمی برگزار کنم.
نموده است ز خون گلو خضابش رابه حجله رفته ببوسد دو دست بابش را
هوش مصنوعی: خون جانی که در گلو هست، رنگ و بوی خاصی به دستهای پدرش بخشیده است، و حالا او به جایگاه عروسی رفته تا دو دست پدرش را ببوسد.
ز بس که واقعه کربلا غمانگیز استهمیشه دیده (صامت) ز غصه خونریز است
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه واقعه کربلا بسیار غمانگیز است، همیشه چشمانم از ناراحتی گریان و بیصداست.