شمارهٔ ۱ - مسمط در ستایش پروردگار
هوش مصنوعی: این متن شعر فارسی است که به توحید و عظمت خداوند میپردازد. شاعر از آفرینش اشیاء توسط خداوند و صفات پاک او سخن میگوید. او به قدرت و علم الهی اشاره کرده و میگوید هیچ کس نمیتواند به عمق معرفت خداوند برسد. در این شعر، عشق به خدا و اهمیت بندگی او به تصویر کشیده شده است.
شاعر به مخلوقات و زیباییهای آفرینش اشاره کرده و گفتوگویی بین خود و خدا برقرار میکند. او به بندگی و تسلیم در برابر خداوند تأکید دارد و از فضل و رحمت او سخن میگوید. در نهایت، شاعر به حالتی از غفلت و ناامیدی اشاره میکند و از خداوند درخواست میکند که از سر لطفش او را مورد نظر و رحمت قرار دهد.
اولِ ایجاد، چون خدایِ تعالیکرد پدید از قلم چو صورتِ اشیاء
هوش مصنوعی: در آغاز، خداوند جهان را آفرید و با قلم، شکل و صورت اشیاء را به وجود آورد.
گفت قلم بهرِ وصفِ ایزدِ یکتا:«ای ز صفاتِ تو، ذاتِ پاکِ تو پیدا
هوش مصنوعی: قلم برای توصیف خداوند یگانه میگوید که ویژگیهای تو مشخص است و خودت به وضوح نمایان است.
در دلِ هر ذره، قدرتِ تو هویدا»
هوش مصنوعی: در درون هر ذره، نشانهای از قدرت تو به وضوح دیده میشود.
هر کسی از چاره دستِ وی شده کوتهسویِ تو آورده روی، در گهو بیگه
هوش مصنوعی: هر کسی که از رسیدن به هدفش ناامید شده، به طرف تو میآید و در درگاه تو درخواست کمک میکند.
جمله تو را بنده، گر گدا و اگر شهعلمِ تو چون قدرِ تو ز عیب، منزه
هوش مصنوعی: هر کسی از تو و مقام تو بهرهای میبرد، خواه آن فرد فقیر باشد یا توانگر. علم و دانش تو به قدری والا است که هیچ عیبی نمیتواند آن را خدشهدار کند.
قدرِ تو چون علمِ تو ز نقص، مبرا
هوش مصنوعی: ارزش و مقام تو به اندازه علم و دانش تو بدون عیب و نقص است.
نیست کسی را به کُنهِ معرفتت پیمرغِ نفس روز و شب به گفتنِ «یا حیّ»
هوش مصنوعی: هیچ کس به عمق و حقیقت معرفت نرسیده است؛ زیرا مرغ نفس انسان همیشه در پی خواستهها و آرزوهای خود به سر میبرد و تنها با گفتن عباراتی مثل "یا حی" (ای زنده) به خداوند روی میآورد.
کرده به تن آشیان، قربِ تو را طیجلوهٔ حُسنِ تو گر نتافته بر وی
هوش مصنوعی: در وجودم زندگیام را وقف محبت تو کردهام، و زیباییهای تو چنان دلنواز است که اگر با نگاهی به من نگاهم کنی، سرشار از عشق و شور میشوم.
روح به زندان گرفته بهرِ چه مأوا؟
هوش مصنوعی: روح در حالتی اسیر و گرفتار است، و برای چه دلیلی در این مکان محصور شده است.
مخزنِ عقلِ هر آنکه باشد ز گُهر پرکَرد به صنعِ خداییِ تو تفکر
هوش مصنوعی: هر کس که به خوبی فکر کند و عقلش را پرورش دهد، میتواند از خلاقیت و نبوغ تو بهرهمند شود.
در عَجب ابلیس شد ز عُجب و تکبردر شبِ معراج گفت بهرِ تحیر
هوش مصنوعی: ابلیس به خاطر تعجب و خودبینیاش در شب معراج حیرتزده شد و چیزی گفت که به حیرت او اشاره داشت.
آدمِ خاکی کجا و عالمِ بالا
هوش مصنوعی: آدمهای زمینی چه ارتباطی با دنیای معنوی و آسمانی دارند؟
هر که به راهِ محبتِ تو قدم زددولتِ جاوید جُست و عزّتِ سرمد
هوش مصنوعی: هر کسی که در مسیر عشق و محبت تو قدم بردارد، به خوشبختی ابدی و honor دائمی دست خواهد یافت.
کارِ مَجاز از حقیقتِ تو مؤیَدعشق اگر از تو نیست، بهرِ چه نبوَد
هوش مصنوعی: اگر کار تو فقط از روی ظاهر و مجاز باشد، عشق واقعی به تو تعلق ندارد. اگر عشق واقعی از جانب تو نیست، پس به چه دلیل این احساس وجود دارد؟
هیکلِ مجنون جدا ز هیبتِ لیلا
هوش مصنوعی: بدن مجنون از زیبایی و جاذبه لیلا جداست.
هر که شد اندر حریمِ قُربِ تو مَحرَمشاهیِ او شد به کائنات، مسلَّم
هوش مصنوعی: هر کسی که به نزدیکی و قرب تو دست یابد، مانند یک شاه در میان موجودات و جهان خیال میکند که به تمام کائنات دسترسی دارد.
نسلِ بنیآدم از تو گشت مُکرَمگرنه تو را بنگرد به قالبِ آدم
هوش مصنوعی: نسل آدمی به سبب تو محترم و ارجمند شده است، وگرنه اگر به ظاهر آدم نگاه کنیم، تو نیز همچون دیگران هستی.
سجده به آدم کنند ملائکه؟ حاشا!
هوش مصنوعی: آیا فرشتگان بر آدم سجده کنند؟ هرگز!
دانشِ کونَین در صفاتِ تو قاصرنیست کسی را به جز تو، یاور و ناصر
هوش مصنوعی: هیچ کس جز تو نمیتواند به درستی به صفات و ویژگیهای تو پی ببرد و درک کند، زیرا علم و دانش موجود در عالم قادر به شناخت کامل تو نیست.
بودِ ازل را وجودِ توست معاصرقصدِ عبودیتِ چهار عناصر
هوش مصنوعی: وجود تو، آغاز و سرآغاز همه چیز است و هدف از آفرینش، بندگی و عبادت تو در میان چهار عنصر دنیایی است.
خاصه معبودی و تو قادر و دانا
هوش مصنوعی: تو معبود ویژهای هستی و دارای قدرت و دانش بسیار.
قهرِ تو اهلِ غرور را شده ناکبمِهر به چنگِ سپهر ز امرِ تو راکب
هوش مصنوعی: عشق و محبت تو باعث شده است که کسانی که مغرورند، شکست بخورند. وجود تو به مانند سواری است که در مقابل آسمان و سرنوشت ایستادگی میکند.
سیرِ فلک را مشیتِ تو مراکبجلوهٔ شمعِ شهودِ هفت کواکب
هوش مصنوعی: حرکت آسمانها به خواست تو است و وجود من مانند چراغی است که هفت ستاره را به نمایش میگذارد.
شاهدِ یکتاییِ تو شاهدِ یکتا
هوش مصنوعی: تو تنها شاهدی هستی که بیهمتاست.
نیست به قصدِ جلالتِ تو رسیدنحضرتِ جبریل را مجالِ پریدن
هوش مصنوعی: به خاطر عظمت و جلال تو، جبریل (فرشته وحی) هم فرصتی برای پرواز و رسیدن به تو ندارد.
راهِ تو رفتن خوش است و رویِ تو دیدندر شجر از جلوهٔ تو گاهِ بُریدن
هوش مصنوعی: راه رفتن به سوی تو خوشایند است و دیدن چهرهات دلانگیز، گاهی درختان نیز از زیبایی تو شگفتزده میشوند.
اَرّه خجل شد ز طاقتِ زکریا
هوش مصنوعی: ذکر زکریا او را شرمنده و ناتوان کرد.
طوطیِ شیرینسخن شکرشکن از توبلبلِ شیدا به گُل کُند سخن از تو
هوش مصنوعی: پرندهای با صدای دلنواز و شیرین، برای تو غزلخوانی میکند و بلبل عاشق هم در صحبت از تو به باغ گل اشاره میکند.
بویِ سمن از تو و عطرِ یاسمن از توصانعِ صنعتگری که در چمن از تو
هوش مصنوعی: عطر یاسمن تو به مشام میرسد و تویی که هنر و صنعت را در باغ به ما عطا کردهای.
سوسنِ اَسوَد شکفت و لالهٔ حمرا
هوش مصنوعی: سوسنی سیاه و لالهای سرخ، هر دو زیباییهای خاص خود را دارند و شگفتیهایی در طبیعت به شمار میروند.
طرهٔ سنبل ز تابِ جعدِ تو پُرچینسویِ تو نرگس گشاده، دیدهٔ حقبین
هوش مصنوعی: شده که زیباییهای موی تو همچون سنبل، به خاطر جاذبهی خاصی که دارد، به سمت تو میکشد و در این میان، نرگس با چشمان باز و حقطلب در انتظار توست.
رویِ شقایق ز جامِ شوقِ تو رنگینمعنیِ توحیدِ توست لفظِ ریاحین
هوش مصنوعی: شادی و عشق تو باعث شده تا رنگ شقایقها زیبا و پرطراوت شود و این نشاندهندهی مفهوم یگانگی و توحید است. واژهی "ریحان" هم به نوعی زیبایی و طراوت را تداعی میکند.
کز خطِ ریحانِ سبز میشود افشا
هوش مصنوعی: از بوی خوش ریحان، رازها فاش میشوند.
گلشنِ ایجاد را ز حکمِ تو رونقلاله به سیرِ چمن ز وصلِ تو ملحق
هوش مصنوعی: باغ به خاطر اراده تو زیباتر شده و گلهای لاله به سبب وصال تو به شکوفایی و سرزندگی در چمن پیوستهاند.
مستِ مدام از شرابِ لعلِ مروَقمصدرِ اسرارِ توست ذکرِ انا الحق
هوش مصنوعی: به طور مداوم از شراب قرمز مست باش که منبع اسرار توست. ذکر "من حق هستم" را در ذهن خود داشته باش.
کز لبِ منصور، غنچه میشود انشا
هوش مصنوعی: از لبهای منصور، غنچهای به وجود میآید.
نرگسِ شهلا به طرفِ باغ چو زنبقبُرده چو سروِ سهی ز حسنِ تو رونق
هوش مصنوعی: نرگس زیبای شهلا به سمت باغ میرود، مانند زنبق، و مانند سرو بلند از زیبایی تو سرشار است.
هست ثنایِ تو در شکوفهی مفَلقاز پیِ تعظیمِ توست بیدِ معلق
هوش مصنوعی: ستایش تو در شکوفههایی که به خاطر احترام و ارادت به تو هستند، وجود دارد. مانند درخت بیدی که به خاطر ادب و احترام، در حال تعظیم و فرود آمدن است.
خم شده در باغ ایستاده به یک پا!
هوش مصنوعی: کسی در باغ در حالی که به یک پا ایستاده، خم شده است.
آنچه که مرئی بُوَد به کشورِ امکانوانچه نهان است از تصورِ اعیان
هوش مصنوعی: هر آنچه در کشور ممکن و واقعی است، در دسترس است و آنچه که در خیال و تصور وجود دارد، ممکن است مخفی و ناپیدا بماند.
جمله در اوصافِ ذاتِ توست ثناخواناز غمِ سودایِ توست گشته پریشان
هوش مصنوعی: تمامی اوصاف و ویژگیهای تو را مدح میگویند و از آنجا که عشق و دلدادگی تو در دلها ایجاد غم کرده، همه به این حالت پریشان و ناراحت هستند.
سنبلِ آشفته همچون زلفِ چلیپا
هوش مصنوعی: آشفتگی سنجی به مانند زلفی که به شکل چلیپا در آمده است.
قلبِ معارف به داغِ مُهرِ تو مخزنامنِ تجلایِ توست وادیِ ایمن
هوش مصنوعی: قلب دانشها بر اثر عشق تو به مکانی امن و پاک تبدیل شده است که در آن آسایش و امنیت وجود دارد.
طالبِ دیدارِ توست شیخ و برهمندیده جمالِ تو جلوهگر که به گلشن
هوش مصنوعی: من مشتاق دیدار تو هستم، ای شیخ، و به همین خاطر جمال تو در گلشن به نمایش درآمده است.
دیدهٔ حیرت شده است نرگسِ شهلا
هوش مصنوعی: چشمان نرگس زیبا پر از شگفتی و حیرت شده است.
خاتمِ مِهرِ تو مُهر کرده لبِ گلغنچه نموده به صنعتِ تو تأمل
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی تو همانند مهر درخشان بر گلها نشسته و مانند غنچهای خوشبو و دلنشین شکل گرفته است. هنر و ذوق تو در این خلق و زیبایی قابل تأمل است.
غرق به سیلابِ شبنم است قرنفلحُسنِ تو را میکند اشاره به بلبل
هوش مصنوعی: حسن تو مانند درخشش شبنم در دل شب است و این زیبایی به بلبل الهام میدهد.
گُل به شکرخنده و شکوفه به ایما
هوش مصنوعی: گل با لبخند شیرین و زیبا، شکایتش را با اشارهای به تصویر میکشد.
دیر و حرم در پناهِ لطفِ تو آمنارض و سما را ز حضرتِ تو مأمن
هوش مصنوعی: در این جهان، هم در دیر (مکان عبادت) و هم در حرم (مکان مقدس) در سایهی رحمت تو احساس امنیت میکنم. زمین و آسمان را از وجود تو میخواهم.
صانعِ کونَین و خدایِ مُهیمنعینِ ستایش تویی ز کعبهٔ مومن
هوش مصنوعی: خالق جهان و خداوند بزرگ، شایستهترین ستایشها از توست، ای سرچشمه ایمان.
محضِ پرستش تویی ز معبدِ ترسا
هوش مصنوعی: تو به خاطر پرستش تو از معبد ترسایان هستی.
فیضِ تو جان را مدد گر نرساندتن به تمنایِ وصلِ روح بماند
هوش مصنوعی: اگر فیض و رحمت تو، جان را یاری نکند، حتی اگر جسم به آرزوی وصل نرسد، روح همچنان باقی خواهد ماند.
درکِ صفایِ تو مُشتِ خاک چه داند؟قولِ تو را نطقِ عقلِ کل نتواند
هوش مصنوعی: خاک و خاکی که از آن ساخته شدهایم، چگونه میتواند زیبایی و صفای تو را درک کند؟ سخنان تو آنقدر عمیق و حکیمانه هستند که حتی عقل کل هم قادر به بیان آنها نیست.
با همه حکمت بِلا نَعمولا
هوش مصنوعی: هر چه دانش و حکمت داشته باشی، در برابر بلا و ناپایداریها ناتوانی.
دولتِ لطفِ تو بهتر از همه دولتفضلِ تو اسبابِ فیضِ دولت و ملت
هوش مصنوعی: دولت و نعمت تو از هر چیز دیگری بهتر است، زیرا لطف و محبت تو به همه چیز و همه کس برکت میبخشد و باعث رونق و سعادت ملت میشود.
وا اسفا نزدِ حضرتت ز خجالتغرقِ گناهیم در سراچهٔ غفلت
هوش مصنوعی: آه، چقدر متأسفم که در حضور تو از شرم و خجالت غرق در گناه هستیم و در دنیای بیخود و غفلت به سر میبریم.
بیخبر از خود چو بادهخوار ز صهبا
هوش مصنوعی: انسانی که بیخبر از حال خود است، مانند مینوشی است که تحت تأثیر الکل احوالش را فراموش کرده و به خواب و خیال رفته است.
هر چه بُوَد عیب و نقص، از همه پاکیعینِ بقا، عاری از فنا و هلاکی
هوش مصنوعی: هر چه عیب و نقصی وجود دارد، از همه دور است. در واقع، ذات پاک بقا، از زوال و نابودی خالی است.
در برِ تو ماسِویٰ کم از کفِ خاکیبا تو مُحاکِم کی از محاکمه باکی؟
هوش مصنوعی: در کنار تو هیچ چیز دیگری کمتر از خاک نیست و من از قضاوت یا محاکمه با تو هیچ ترسی ندارم.
با تو محاسب خود از حساب چه پروا؟
هوش مصنوعی: با تو که هستم، نگران حساب و کتاب خود نیستم.
این منم آن مستمندِ عاصیِ حیرانصدرنشینِ سَریرِ غفلت و عصیان
هوش مصنوعی: این من هستم، شخصی که در فقر و نادانی غرق شده و در حالت سردرگمی به سر میبرم، بدون توجه به عواقب کارهایم نشستهام.
منحرف از راه و رسمِ مذهب و ایماندل به تو مشغول گشته، نفس به شیطان
هوش مصنوعی: از مسیر صحیح دین و ایمان منحرف شدهام، دل و فکر من به تو مشغول شده و نفسام به وسوسههای شیطانی دچار شده است.
نقدِ عمل از میانه رفته به یغما
هوش مصنوعی: عمل و کار از بین رفته و به طور کامل از دست رفته است.
مِهرِ جهان ذوقِ بندگی ز دلم بردشیشهٔ عقلم به سنگِ جهل و هوا خورد
هوش مصنوعی: عشق و محبت باعث شد که عزت نفس و آگاهیام را از دست بدهم و دلم دچار سردرگمی و بیخبری شد.
گشته ز صافِ حیات قسمتِ ما دُردگر پسری زشت و کور از پدری مُرد
هوش مصنوعی: زندگی برای ما تنها درد و رنج به ارمغان آورده است، چرا که ما از پدری ناپخته و نامناسب به دنیا آمدهایم، مثل پسری که هم زشت است و هم نابینا.
گفت چو بادام بود چشمِ تو زیبا!
هوش مصنوعی: چشمهای تو مانند بادام زیبا و دلنشین است.
قامتِ جان خم به زیرِ بارِ غمِ توستمنتظرِ لطفهایِ دمبهدمِ توست
هوش مصنوعی: جان من به خاطر غم تو خم شده و در انتظار لطفهای مداوم توست.
بیپر و بیبال صیدی از کَرمِ توستچون دیه با عاقله است از کَرمِ توست
هوش مصنوعی: انسانی بیپر و بال، همانند صید خوشحال و امنی از لطف توست، مانند دیهای که با ساکنان خود، به آرامی و محبت زندگی میکند، از نوازش و مهربانی توست.
دادنِ کالا به شخصِ گمشدهکالا
هوش مصنوعی: اگر کالا را به شخصی بدهیم که آن کالا در اختیار او نیست، عملاً کاری بیمعنی انجام دادهایم.
ای غمِ رویِ تو مونسِ شب و روزمنورِ لقایِ تو شمعِ بزمفروزم
هوش مصنوعی: ای غم زیبایی تو، همراه و همدم من در شب و روز است. نور دیدار تو، شمع روشنایی بزم و جشن من را فراهم میکند.
قهرِ تو سرمایهٔ رضا است هنوزمچون تو پسندی که من به حشر بسوزم؟
هوش مصنوعی: قهر تو برای من شوری و امید است و هنوز هم اگر تو بخواهی، من آمادهام که در قیامت، برای عشق تو بسوزم.
مدعیان هر طرف کنند تماشا
هوش مصنوعی: رقابتکنندگان از هر سو شروع به تماشا و قضاوت میکنند.
جنت و حور و قصور و کوثر و غلماننارِ جحیم و شرارِ دوزخِ سوزان
هوش مصنوعی: بهشت و حوریان زیبا و قصرها و نهر کوثر و پسران جوان و آتش بزرگ و شعلههای سوزان جهنم.
در برِ من هست با رضایِ تو یکسانچون تو رضایی که من به دوزخِ سوزان
هوش مصنوعی: در کنار من بودن تو برایم به اندازهی رضایت تو ارزش دارد؛ زیرا برای من رضایت تو همانند آتش دوزخ سوزان است.
سوزم هر دم به زیرِ سایهٔ طوبیٰ
هوش مصنوعی: هر لحظه در زیر سایه درخت طوبی، دلتنگی و عشق مرا میسوزاند.
لایقِ هر کس هر آنچه دیده وادادیبر رخِ هر کس دری ز لطف گشادی
هوش مصنوعی: هر کس به اندازهای که شایسته است، از خداوند چیزهایی دریافت کرده و بر چهره هر فرد، دری از رحمت و محبت باز شده است.
اول و آخر به جز تو نیست مرادیگر به تمنا نمیرسیم و تو شادی
هوش مصنوعی: در ابتدا و انتهای زندگی، غیر از تو هدفی وجود ندارد. اگر نتوانیم به خواستهٔ خود برسیم، تو خود شادی و خوشبختی ما هستی.
عینِ تمنایِ ما است ترکِ تمنا
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که به دست آوردن خواستهها و آرزوها برای ما تنها در گروی رها کردن آنهاست. به نوعی، اگر بیش از حد به خواستههایمان وابسته شویم، ممکن است از رسیدن به آنها بازبمانیم. این بیانگر این مفهوم است که باید از آرزوهایمان کم کنیم تا به تحقق آنها نزدیکتر شویم.
نیست به خوانِ کَرم به جز تو کریمیصاحبِ احسانِ خاص و لطفِ عمیمی
هوش مصنوعی: به جز تو، هیچکسی نیست که به حقیقت کرم و بخشش واقعی دارای احسان و لطف بزرگ باشد.
مُبدءِ اشیاء و مُعیدِ عرشِ عظیمیرازق و رحمانی و رئوف و رحیمی
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف خداوند میپردازد که سرچشمه همه چیزهاست. او صاحب عرش بزرگ و رحمان و رحیم است و با لطف و مهربانیاش روزی میدهد و خلقش را مورد حمایت قرار میدهد.
خالقِ سبحانی و حکیمی و دانا
هوش مصنوعی: خالق پاک و فرزانهای که دارای دانش و حکمت است.
عینِ کمالات در وجودِ تو کاملرسمِ خدایی بُوَد به اسمِ تو شامل
هوش مصنوعی: تمام صفات و کمالات به طور کامل در وجود تو وجود دارد، و خداوند به واسطه نام تو این کمالات را در تو تجلی بخشیده است.
بر همه کَس کوهِ فیضِ تو نازلحی و سمیع و بصیر و عالم و عادل
هوش مصنوعی: بر همه افرادی که از فیض و بخشش تو بهرهمند میشوند، کوهی عظیم از نعمتها نازل میگردد، تو هستی زنده و شنوا و بینا و دانا و عادل.
قادر و قیّوم و فرد و وِتر و توانا
هوش مصنوعی: این عبارت به ویژگیها و صفات خداوند اشاره دارد. به معنای این است که خداوند نه تنها احاطه کامل بر هستی دارد بلکه او یگانه و بینظیر است و قدرت و توانایی مطلق را داراست.
«صامت» اگر بر درِ تو روی گذارددستِ دعایی ز رویِ صدق برآرد
هوش مصنوعی: اگر کسی خاموش و بیصدا به در خانهات بیاید، با دلی پر از صداقت و نیت نیک، دعایی برای تو خواهد کرد.
روزِ قیامت ز دیده اشک بباردجوهری از سیئات باک ندارد
هوش مصنوعی: روزهایی که انسان در مقابل مشکلات و چالشها قرار میگیرد، احساساتش به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد و ممکن است اشک بریزد. اما در این روزها، نباید از کارهای ناپسند یا خطاهای گذشته خود احساس ناراحتی کرد، چرا که این احساسات به نوعی درک عمیقتری از زندگی و تجربیات ما را به ارمغان میآورد.
گرچه فتاده ز بارِ معصیت از پا
هوش مصنوعی: اگرچه از بار سختی و مشکلات به زمین افتادهام،