شمارهٔ ۱۳ - وفات اسکندر
هوش مصنوعی: این شعر درباره وصیت اسکندر مقدونی در زمان نزدیک به مرگش است. او به یارانش میگوید که به محضی که جانش از رنجها آزاد شد، باید جسدش را به همراهی خود در مکانهای مختلف بگردانند و در نهایت او را در خاک دفن کنند. اسکندر تأکید میکند که هیچ چیزی از ثروت و قدرت دنیوی با خود نخواهد برد و این پیغام را به مردم میدهد که در زندگی دنیا، هیچ چیز ارزشمندتر از روح و آزادگی نیست. او نشان میدهد که در آخر عمرش تنها با دست خالی از دنیا میرود و اینکه آزادگان نباید فریب زرق و برق دنیوی را بخورند. در انتها، شعر به این نتیجه میرسد که انسانهای آزاده باید به سوی اوج انسانی و جاودانگی حرکت کنند، نه به دنبال مال و منال دنیوی.
شنیدستم که اسکندر چه شد وقتکه از دنیا سوی عقبی کشید رخت
هوش مصنوعی: شنیدهام که اسکندر در زمان مرگش چه حسی داشت و چگونه به دنیای دیگر رفت.
وصیت کرد با یاران همزادکه چون شد جانم از قید غم آزاد
هوش مصنوعی: او به همراهان خود وصیت کرد که وقتی جانم از گرفتاریهای غم رها شد، آنها چه کاری باید انجام دهند.
ز تاج و تخت جویم چون کنارهشوم بر مرک چوبین سواره
هوش مصنوعی: من از تاج و تخت پادشاهی و مقام و منزلت بیزارم و زمانی که از آن کنار بروم، با کمال آرامش بر اسبی چوبین سوار میشوم.
به تابوتم چو جا دادید محزوننهیدم دست از تابوت بیرون
هوش مصنوعی: وقتی که مرا در تابوت گذاشتید، غمگین و ناراحت بودم، به همین خاطر دستم را از تابوت بیرون نگذاشتم.
تنم را همچنان اندر عماریبگردانید اندر هر دیاری
هوش مصنوعی: تنم را در هر جایی که میخواهید بگردانید و در میان مردم قرار دهید، مانند اینکه داخل یک تابوت یا سرداب هستم.
کسی چون گشت پیدا تا برد ویبه سر دست بیرون ماندنم پی
هوش مصنوعی: زمانی که کسی در زندگی ظاهر شد و مرا به اوج رساند، دیگر در وضعیت قبلی خود باقی نماندم.
یقین دانید کانجا هست خاکمدر آنجا جا دهید اندر مغاکم
هوش مصنوعی: به یقین بدانید که من در اینجا هستم و شما میتوانید نزد من بیایید و در اعماق وجودم جا بگیرید.
پس آنگه پشت پا بر بیش و کم زدز دنیا جانب عقبی قدم زد
هوش مصنوعی: سپس او بیاعتنا به فراوانی و کمی، از دنیا دل بر کند و به سمت زندگی پس از مرگ گام نهاد.
پی فرموده آن شاه دانابه تابوتش نهادند و از آنجا
هوش مصنوعی: بر اساس دستور آن پادشاه عاقل، او را در تابوت قرار دادند و از آن محل بیرون بردند.
ندیدمانش به صد افغان و شیونهمه شال عزا بسته به گردن
هوش مصنوعی: او را با صدای ناله و زاری ندیدیم، همه به نشانه عزا، شال مشکی به گردن انداختهاند.
به پیرامون تابوت سکندرنوردیدند گیتی را سراسر
هوش مصنوعی: در اطراف تابوت سکندر، جهانیان گرد آمدند و دور آن را پر کردند.
ز دانایان اسرار نهفتهنشد این گوهر ناسفته سفته
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که از دانایان و عالمان، رازهای پنهان فاش نمیشود و این گوهر ارزشمند هم به راحتی در دسترس نیست.
به یک شهری رسیدند آخر کاریکی از نکته سنجان هشوار
هوش مصنوعی: به یک شهر رسیدند و در نهایت یکی از افراد دانا و زیرک نکتهای را متوجه شد.
در آن کشور شکست او قفل این گنجکه کرد آن خلق را آسوده از رنج
هوش مصنوعی: در آن دیار، شکست او باعث شد که این گنج به روی آن مردم باز شود و آنها از زحمت و رنج آزاد شوند.
به گفت اسکندر این حکمی که فرمودبجز تنبیه خلقش نیست مقصود
هوش مصنوعی: اسکندر میگوید که دستوری که صادر کردهام، هدفش تنها تنبیه مردم است و چیز دیگری مد نظر نیست.
که تا انجام کار خود بدانیداز این دفتر خط خود را بخوانید
هوش مصنوعی: برای انجام کار خود، به یاد داشته باشید که میتوانید به نوشتههای خود نگاهی بیندازید تا از آنها بهرهبرداری کنید.
که اسکندر از آن کشور ستانیوز آن طبل و نفیر کاویانی
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اسکندر، از آن سرزمین غنایمی را به دست میآورد و همچنین به صدای طبل و شیپورهای کاویانی اشاره میکند. این اشاره به تاریخ و فرهنگ آن زمان دارد و نشاندهندهی قدرت و عظمت آن دوران است.
از آن آوازه و لشگر کشیدنوز آن صفهای دشمن را دریدن
هوش مصنوعی: از آن سر و صدا و تجمع نیروها و از آن که صفوف دشمن را بشکنند و نابود کنند.
از آن سیم و زر و گنج و خزینهاز آن لعل و گهرهای ثمینه
هوش مصنوعی: از آن طلا و نقره و گنجینهها و از آن سنگهای قیمتی و ارزشمند.
چو دست او ز دنیا گشت کوتاهنبرد از سلطنت چیزی به همراه
هوش مصنوعی: وقتی که او از دنیا رفت و قدرتش به پایان رسید، دیگر چیزی از سلطنت به همراه نداشت.
چنین بر خلق عالم کرد حالیکه رفتم از جهان با دست خالی
هوش مصنوعی: زندگی در حالتی برای مردم به وجود آمد که وقتی من از دنیا میروم، هیچ چیز با خود نمیبرم.
خوش آن آزاد مردان تهیدستکز این صهبا نگردیدند سر مست
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن مردان آزاد و بینیاز که از این شراب هنوز مست نشدهاند و خود را تسلیم نکردهاند.
به سوی اوج رفعت پر گشادندقدم اندر سر عالم نهادند
هوش مصنوعی: آنها به سوی اوج و بلندیها پرواز کردند و گامهایشان را بر سر عالم گذاشتند.
به مثل (صامت) از دنیای فانیشدند عازم به ملک جاودانی
هوش مصنوعی: مانند افرادی خاموش و بیصدا، از دنیای فانی و ناپایدار به سوی سرزمین ابدیت و جاودانگی در حرکت هستند.